undoes

[ایالات متحده]/ʌnˈduːz/
[بریتانیا]/ʌnˈduːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. آزاد می‌کند یا عمل را معکوس می‌کند؛ چیزی را باز می‌کند یا باز می‌سازد؛ نابود می‌کند یا خراب می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

undoes the past

لغو می‌کند گذشته را

undoes the damage

لغو می‌کند آسیب‌ها را

undoes the work

لغو می‌کند کارها را

undoes the changes

لغو می‌کند تغییرات را

undoes the decision

لغو می‌کند تصمیم را

undoes the effects

لغو می‌کند اثرات را

undoes the mistake

لغو می‌کند اشتباه را

undoes the action

لغو می‌کند اقدام را

undoes the progress

لغو می‌کند پیشرفت را

undoes the agreement

لغو می‌کند توافق را

جملات نمونه

the software undoes the last action automatically.

نرم‌افزار به‌طور خودکار آخرین عمل را لغو می‌کند.

he undoes his mistakes by apologizing.

او اشتباهات خود را با عذرخواهی جبران می‌کند.

she undoes the knot in the rope easily.

او به راحتی گره را در طناب باز می‌کند.

time undoes the pain of loss.

زمان درد از دست دادن را از بین می‌برد.

the change in policy undoes years of progress.

تغییر در سیاست سال‌ها پیشرفت را بی‌اثر می‌کند.

he quickly undoes the changes he made to the document.

او به سرعت تغییراتی را که در سند ایجاد کرده بود، لغو می‌کند.

her smile undoes all my worries.

لبخند او تمام نگرانی‌های من را از بین می‌برد.

the magic trick undoes the illusion.

این شعبده، توهم را از بین می‌برد.

undoes the effects of bad decisions with careful planning.

اثرات تصمیمات بد را با برنامه‌ریزی دقیق از بین می‌برد.

he believes that love undoes all barriers.

او معتقد است که عشق تمام موانع را از بین می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید