undoes the past
لغو میکند گذشته را
undoes the damage
لغو میکند آسیبها را
undoes the work
لغو میکند کارها را
undoes the changes
لغو میکند تغییرات را
undoes the decision
لغو میکند تصمیم را
undoes the effects
لغو میکند اثرات را
undoes the mistake
لغو میکند اشتباه را
undoes the action
لغو میکند اقدام را
undoes the progress
لغو میکند پیشرفت را
undoes the agreement
لغو میکند توافق را
the software undoes the last action automatically.
نرمافزار بهطور خودکار آخرین عمل را لغو میکند.
he undoes his mistakes by apologizing.
او اشتباهات خود را با عذرخواهی جبران میکند.
she undoes the knot in the rope easily.
او به راحتی گره را در طناب باز میکند.
time undoes the pain of loss.
زمان درد از دست دادن را از بین میبرد.
the change in policy undoes years of progress.
تغییر در سیاست سالها پیشرفت را بیاثر میکند.
he quickly undoes the changes he made to the document.
او به سرعت تغییراتی را که در سند ایجاد کرده بود، لغو میکند.
her smile undoes all my worries.
لبخند او تمام نگرانیهای من را از بین میبرد.
the magic trick undoes the illusion.
این شعبده، توهم را از بین میبرد.
undoes the effects of bad decisions with careful planning.
اثرات تصمیمات بد را با برنامهریزی دقیق از بین میبرد.
he believes that love undoes all barriers.
او معتقد است که عشق تمام موانع را از بین میبرد.
undoes the past
لغو میکند گذشته را
undoes the damage
لغو میکند آسیبها را
undoes the work
لغو میکند کارها را
undoes the changes
لغو میکند تغییرات را
undoes the decision
لغو میکند تصمیم را
undoes the effects
لغو میکند اثرات را
undoes the mistake
لغو میکند اشتباه را
undoes the action
لغو میکند اقدام را
undoes the progress
لغو میکند پیشرفت را
undoes the agreement
لغو میکند توافق را
the software undoes the last action automatically.
نرمافزار بهطور خودکار آخرین عمل را لغو میکند.
he undoes his mistakes by apologizing.
او اشتباهات خود را با عذرخواهی جبران میکند.
she undoes the knot in the rope easily.
او به راحتی گره را در طناب باز میکند.
time undoes the pain of loss.
زمان درد از دست دادن را از بین میبرد.
the change in policy undoes years of progress.
تغییر در سیاست سالها پیشرفت را بیاثر میکند.
he quickly undoes the changes he made to the document.
او به سرعت تغییراتی را که در سند ایجاد کرده بود، لغو میکند.
her smile undoes all my worries.
لبخند او تمام نگرانیهای من را از بین میبرد.
the magic trick undoes the illusion.
این شعبده، توهم را از بین میبرد.
undoes the effects of bad decisions with careful planning.
اثرات تصمیمات بد را با برنامهریزی دقیق از بین میبرد.
he believes that love undoes all barriers.
او معتقد است که عشق تمام موانع را از بین میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید