revoicing technique
تکنیک بازگویی
revoicing process
فرآیند بازگویی
revoicing strategy
استراتژی بازگویی
revoicing practice
تمرین بازگویی
revoicing feedback
بازخورد بازگویی
revoicing method
روش بازگویی
revoicing skills
مهارتهای بازگویی
revoicing session
جلسه بازگویی
revoicing model
مدل بازگویی
revoicing analysis
تجزیه و تحلیل بازگویی
revoicing the teacher's instructions helped the students understand better.
تکرار کردن دستورالعملهای معلم به دانشآموزان کمک کرد بهتر درک کنند.
the therapist used revoicing to clarify the patient's feelings.
درمانگر از تکرار برای روشن کردن احساسات بیمار استفاده کرد.
revoicing what she heard allowed her to process the information more effectively.
تکرار آنچه شنید به او اجازه داد اطلاعات را به طور مؤثرتری پردازش کند.
in the meeting, revoicing different opinions encouraged open discussion.
در جلسه، تکرار نظرات مختلف بحث آزاد را تشویق کرد.
revoicing the feedback from clients can improve service quality.
تکرار بازخورد مشتریان میتواند کیفیت خدمات را بهبود بخشد.
the teacher emphasized revoicing as a strategy for language learning.
معلم بر تکرار به عنوان یک استراتژی برای یادگیری زبان تأکید کرد.
revoicing her concerns made her feel heard and understood.
تکرار نگرانیهایش باعث شد احساس کند شنیده و درک شده است.
he practiced revoicing during the role-play exercise.
او در طول تمرین نقشآفرینی، تکرار را تمرین کرد.
revoicing can be a powerful tool in conflict resolution.
تکرار میتواند ابزاری قدرتمند در حل اختلاف باشد.
the coach encouraged revoicing strategies to enhance team communication.
مربی از استراتژیهای تکرار برای بهبود ارتباطات تیمی تشویق کرد.
revoicing technique
تکنیک بازگویی
revoicing process
فرآیند بازگویی
revoicing strategy
استراتژی بازگویی
revoicing practice
تمرین بازگویی
revoicing feedback
بازخورد بازگویی
revoicing method
روش بازگویی
revoicing skills
مهارتهای بازگویی
revoicing session
جلسه بازگویی
revoicing model
مدل بازگویی
revoicing analysis
تجزیه و تحلیل بازگویی
revoicing the teacher's instructions helped the students understand better.
تکرار کردن دستورالعملهای معلم به دانشآموزان کمک کرد بهتر درک کنند.
the therapist used revoicing to clarify the patient's feelings.
درمانگر از تکرار برای روشن کردن احساسات بیمار استفاده کرد.
revoicing what she heard allowed her to process the information more effectively.
تکرار آنچه شنید به او اجازه داد اطلاعات را به طور مؤثرتری پردازش کند.
in the meeting, revoicing different opinions encouraged open discussion.
در جلسه، تکرار نظرات مختلف بحث آزاد را تشویق کرد.
revoicing the feedback from clients can improve service quality.
تکرار بازخورد مشتریان میتواند کیفیت خدمات را بهبود بخشد.
the teacher emphasized revoicing as a strategy for language learning.
معلم بر تکرار به عنوان یک استراتژی برای یادگیری زبان تأکید کرد.
revoicing her concerns made her feel heard and understood.
تکرار نگرانیهایش باعث شد احساس کند شنیده و درک شده است.
he practiced revoicing during the role-play exercise.
او در طول تمرین نقشآفرینی، تکرار را تمرین کرد.
revoicing can be a powerful tool in conflict resolution.
تکرار میتواند ابزاری قدرتمند در حل اختلاف باشد.
the coach encouraged revoicing strategies to enhance team communication.
مربی از استراتژیهای تکرار برای بهبود ارتباطات تیمی تشویق کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید