reworked

[ایالات متحده]/riːˈwɜːkt/
[بریتانیا]/riˈwɜrkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به فرم جدیدی سازگار یا پردازش شده؛ دوباره انجام شده یا بازنویسی شده؛ دوباره پردازش شده
adj. جابجا شده یا دوباره واریز شده

عبارات و ترکیب‌ها

reworked design

طراحی بازبینی‌شده

reworked proposal

پیشنهاد بازبینی‌شده

reworked version

نسخه بازبینی‌شده

reworked script

فیلمنامه بازبینی‌شده

reworked plan

برنامه بازبینی‌شده

reworked model

مدل بازبینی‌شده

reworked content

محتوای بازبینی‌شده

reworked format

فرمت بازبینی‌شده

reworked strategy

استراتژی بازبینی‌شده

reworked layout

چیدمان بازبینی‌شده

جملات نمونه

the project was reworked to meet the new requirements.

پروژه برای برآوردن الزامات جدید بازنگری شد.

she reworked the design to improve its functionality.

او طرح را برای بهبود عملکرد آن بازنگری کرد.

after feedback, the report was reworked for clarity.

پس از بازخورد، گزارش برای وضوح بیشتر بازنگری شد.

the artist reworked the painting several times.

هنرمند چندین بار نقاشی را بازنگری کرد.

they decided to have the script reworked before filming.

آنها تصمیم گرفتند قبل از فیلمبرداری فیلمنامه را بازنگری کنند.

the software was reworked to enhance user experience.

نرم افزار برای بهبود تجربه کاربر بازنگری شد.

the team reworked their strategy after the initial failure.

تیم پس از شکست اولیه استراتژی خود را بازنگری کرد.

he reworked his resume to highlight his skills.

او رزومه خود را برای برجسته کردن مهارت هایش بازنگری کرد.

the recipe was reworked to make it healthier.

دستور غذا برای سالم تر شدن بازنگری شد.

she reworked the presentation to better engage the audience.

او ارائه را برای تعامل بهتر با مخاطبان بازنگری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید