| جمع | riffraffs |
lowly riffraff
اغتشاشگران پست
wealthy riffraff
اغتشاشگران ثروتمند
common riffraff
اغتشاشگران معمولی
riffraff crowd
گروه اغتشاشگران
riffraff behavior
رفتار اغتشاشگران
riffraff mentality
ذهنیت اغتشاشگران
riffraff lifestyle
سبک زندگی اغتشاشگران
riffraff image
تصویر اغتشاشگران
riffraff elements
عناصر اغتشاشگر
riffraff society
جامعه اغتشاشگران
the party was filled with riffraff, making it hard to enjoy the evening.
جشن به وجود افراد نامناسب آلوده بود و از لذت بردن از شب سخت میکرد.
she refused to associate with the riffraff in the neighborhood.
او از ارتباط با افراد نامناسب در محله امتناع کرد.
the wealthy often look down on the riffraff.
ثروتمندان اغلب با تحقیر به افراد نامناسب نگاه میکنند.
he was tired of the constant presence of riffraff at the bar.
او از حضور دائمی افراد نامناسب در بار خسته شده بود.
riffraff can sometimes ruin a good event.
افراد نامناسب گاهی اوقات میتوانند یک رویداد خوب را خراب کنند.
the town council decided to clean up the riffraff from the park.
شورای شهر تصمیم گرفت افراد نامناسب را از پارک پاک کند.
it's best to avoid riffraff when choosing friends.
بهتر است هنگام انتخاب دوست از افراد نامناسب اجتناب کنید.
he called them riffraff, but they were just having fun.
او آنها را افراد نامناسب صدا زد، اما آنها فقط در حال خوش گذرانی بودند.
the police were called to deal with the riffraff causing trouble.
برای مقابله با افراد نامناسبی که باعث ایجاد مشکل شده بودند، پلیس احضار شد.
many believe that riffraff should be kept away from public spaces.
بسیاری معتقدند که باید افراد نامناسب را از فضاهای عمومی دور نگه داشت.
lowly riffraff
اغتشاشگران پست
wealthy riffraff
اغتشاشگران ثروتمند
common riffraff
اغتشاشگران معمولی
riffraff crowd
گروه اغتشاشگران
riffraff behavior
رفتار اغتشاشگران
riffraff mentality
ذهنیت اغتشاشگران
riffraff lifestyle
سبک زندگی اغتشاشگران
riffraff image
تصویر اغتشاشگران
riffraff elements
عناصر اغتشاشگر
riffraff society
جامعه اغتشاشگران
the party was filled with riffraff, making it hard to enjoy the evening.
جشن به وجود افراد نامناسب آلوده بود و از لذت بردن از شب سخت میکرد.
she refused to associate with the riffraff in the neighborhood.
او از ارتباط با افراد نامناسب در محله امتناع کرد.
the wealthy often look down on the riffraff.
ثروتمندان اغلب با تحقیر به افراد نامناسب نگاه میکنند.
he was tired of the constant presence of riffraff at the bar.
او از حضور دائمی افراد نامناسب در بار خسته شده بود.
riffraff can sometimes ruin a good event.
افراد نامناسب گاهی اوقات میتوانند یک رویداد خوب را خراب کنند.
the town council decided to clean up the riffraff from the park.
شورای شهر تصمیم گرفت افراد نامناسب را از پارک پاک کند.
it's best to avoid riffraff when choosing friends.
بهتر است هنگام انتخاب دوست از افراد نامناسب اجتناب کنید.
he called them riffraff, but they were just having fun.
او آنها را افراد نامناسب صدا زد، اما آنها فقط در حال خوش گذرانی بودند.
the police were called to deal with the riffraff causing trouble.
برای مقابله با افراد نامناسبی که باعث ایجاد مشکل شده بودند، پلیس احضار شد.
many believe that riffraff should be kept away from public spaces.
بسیاری معتقدند که باید افراد نامناسب را از فضاهای عمومی دور نگه داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید