lowlifes thrive
زندگیهای پایینمرتبهها
exposing lowlifes
بازکردن پوستههای پایینمرتبهها
despising lowlifes
نفرت از پایینمرتبهها
avoid lowlifes
پایینمرتبهها را اجتناب کن
punishing lowlifes
مجرمین پایینمرتبهها را مجازات کن
scum and lowlifes
خاک و پایینمرتبهها
targeting lowlifes
هدفگیری پایینمرتبهها
shunning lowlifes
پایینمرتبهها را از دست دادن
hating lowlifes
نفرت از پایینمرتبهها
dealing with lowlifes
تعامل با پایینمرتبهها
the police are cracking down on lowlifes preying on vulnerable tourists.
پلیس در حال مبارزه با افراد ناچیز که روی گردشگران آسیب دیده حمله می کنند، هستند.
we need to protect our community from these lowlifes and their criminal activities.
ما نیاز داریم تا از این افراد ناچیز و فعالیت های جنایی آنها، جامعه خود را حفظ کنیم.
he warned his son to stay away from lowlifes and bad influences.
او به پسرش پیشنهاد داد تا از افراد ناچیز و تأثیرات بد دوری کند.
the neighborhood was plagued by lowlifes causing vandalism and petty theft.
این منطقه توسط افراد ناچیزی که خرابکاری و سرقت کوچک انجام می دادند، درگیر شده بود.
she refused to associate with those lowlifes, no matter how much money they offered.
او از این افراد ناچیز دوری کرد، چه مقدار پولی که ارائه می دادند.
the judge handed down harsh sentences to the group of lowlifes involved in the scam.
دیوان به گروهی از افراد ناچیزی که در این فریبگرفتن دخیل بودند، حکم های سختی داد.
he described the gang as a bunch of lowlifes who exploited others for their own gain.
او گروه را به عنوان یک گروهی از افراد ناچیز که دیگران را به منظور سود خود استغلب می کنند، توصیف کرد.
the security guard chased away a group of lowlifes loitering near the entrance.
نگهبان یک گروه از افراد ناچیزی که در نزدیکی ورودی گردش می کردند، را دوید و فرستاد.
despite their claims of wealth, they were clearly lowlifes trying to con people.
هر چند آنها ادعای ثروتمندی داشتند، به طور واضح افراد ناچیزی بودند که سعی می کردند مردم را فریب دهند.
the witness testified against the lowlifes, exposing their elaborate scheme.
گواه در برابر افراد ناچیز شهادت داد و طرح پیچیده آنها را آشکار کرد.
he felt disgusted by the behavior of those lowlifes and their lack of respect.
او از رفتار این افراد ناچیز و عدم احترام آنها ناراحت شد.
lowlifes thrive
زندگیهای پایینمرتبهها
exposing lowlifes
بازکردن پوستههای پایینمرتبهها
despising lowlifes
نفرت از پایینمرتبهها
avoid lowlifes
پایینمرتبهها را اجتناب کن
punishing lowlifes
مجرمین پایینمرتبهها را مجازات کن
scum and lowlifes
خاک و پایینمرتبهها
targeting lowlifes
هدفگیری پایینمرتبهها
shunning lowlifes
پایینمرتبهها را از دست دادن
hating lowlifes
نفرت از پایینمرتبهها
dealing with lowlifes
تعامل با پایینمرتبهها
the police are cracking down on lowlifes preying on vulnerable tourists.
پلیس در حال مبارزه با افراد ناچیز که روی گردشگران آسیب دیده حمله می کنند، هستند.
we need to protect our community from these lowlifes and their criminal activities.
ما نیاز داریم تا از این افراد ناچیز و فعالیت های جنایی آنها، جامعه خود را حفظ کنیم.
he warned his son to stay away from lowlifes and bad influences.
او به پسرش پیشنهاد داد تا از افراد ناچیز و تأثیرات بد دوری کند.
the neighborhood was plagued by lowlifes causing vandalism and petty theft.
این منطقه توسط افراد ناچیزی که خرابکاری و سرقت کوچک انجام می دادند، درگیر شده بود.
she refused to associate with those lowlifes, no matter how much money they offered.
او از این افراد ناچیز دوری کرد، چه مقدار پولی که ارائه می دادند.
the judge handed down harsh sentences to the group of lowlifes involved in the scam.
دیوان به گروهی از افراد ناچیزی که در این فریبگرفتن دخیل بودند، حکم های سختی داد.
he described the gang as a bunch of lowlifes who exploited others for their own gain.
او گروه را به عنوان یک گروهی از افراد ناچیز که دیگران را به منظور سود خود استغلب می کنند، توصیف کرد.
the security guard chased away a group of lowlifes loitering near the entrance.
نگهبان یک گروه از افراد ناچیزی که در نزدیکی ورودی گردش می کردند، را دوید و فرستاد.
despite their claims of wealth, they were clearly lowlifes trying to con people.
هر چند آنها ادعای ثروتمندی داشتند، به طور واضح افراد ناچیزی بودند که سعی می کردند مردم را فریب دهند.
the witness testified against the lowlifes, exposing their elaborate scheme.
گواه در برابر افراد ناچیز شهادت داد و طرح پیچیده آنها را آشکار کرد.
he felt disgusted by the behavior of those lowlifes and their lack of respect.
او از رفتار این افراد ناچیز و عدم احترام آنها ناراحت شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید