lowlifes

[ایالات متحده]/[ˈləʊˌlɪf]/
[بریتانیا]/[ˈloʊˌlɪf]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد ناچیز؛ کیفرها؛ فردی با کیفیت اخلاقی پایین

عبارات و ترکیب‌ها

lowlifes thrive

زندگی‌های پایین‌مرتبه‌ها

exposing lowlifes

بازکردن پوسته‌های پایین‌مرتبه‌ها

despising lowlifes

نفرت از پایین‌مرتبه‌ها

avoid lowlifes

پایین‌مرتبه‌ها را اجتناب کن

punishing lowlifes

مجرمین پایین‌مرتبه‌ها را مجازات کن

scum and lowlifes

خاک و پایین‌مرتبه‌ها

targeting lowlifes

هدف‌گیری پایین‌مرتبه‌ها

shunning lowlifes

پایین‌مرتبه‌ها را از دست دادن

hating lowlifes

نفرت از پایین‌مرتبه‌ها

dealing with lowlifes

تعامل با پایین‌مرتبه‌ها

جملات نمونه

the police are cracking down on lowlifes preying on vulnerable tourists.

پلیس در حال مبارزه با افراد ناچیز که روی گردشگران آسیب دیده حمله می کنند، هستند.

we need to protect our community from these lowlifes and their criminal activities.

ما نیاز داریم تا از این افراد ناچیز و فعالیت های جنایی آنها، جامعه خود را حفظ کنیم.

he warned his son to stay away from lowlifes and bad influences.

او به پسرش پیشنهاد داد تا از افراد ناچیز و تأثیرات بد دوری کند.

the neighborhood was plagued by lowlifes causing vandalism and petty theft.

این منطقه توسط افراد ناچیزی که خرابکاری و سرقت کوچک انجام می دادند، درگیر شده بود.

she refused to associate with those lowlifes, no matter how much money they offered.

او از این افراد ناچیز دوری کرد، چه مقدار پولی که ارائه می دادند.

the judge handed down harsh sentences to the group of lowlifes involved in the scam.

دیوان به گروهی از افراد ناچیزی که در این فریبگرفتن دخیل بودند، حکم های سختی داد.

he described the gang as a bunch of lowlifes who exploited others for their own gain.

او گروه را به عنوان یک گروهی از افراد ناچیز که دیگران را به منظور سود خود استغلب می کنند، توصیف کرد.

the security guard chased away a group of lowlifes loitering near the entrance.

نگهبان یک گروه از افراد ناچیزی که در نزدیکی ورودی گردش می کردند، را دوید و فرستاد.

despite their claims of wealth, they were clearly lowlifes trying to con people.

هر چند آنها ادعای ثروتمندی داشتند، به طور واضح افراد ناچیزی بودند که سعی می کردند مردم را فریب دهند.

the witness testified against the lowlifes, exposing their elaborate scheme.

گواه در برابر افراد ناچیز شهادت داد و طرح پیچیده آنها را آشکار کرد.

he felt disgusted by the behavior of those lowlifes and their lack of respect.

او از رفتار این افراد ناچیز و عدم احترام آنها ناراحت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید