rifle

[ایالات متحده]/ˈraɪfl/
[بریتانیا]/ˈraɪfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سلاح گرم طراحی شده با لوله خشخاش برای بهبود دقت و برد
Word Forms
شکل سوم شخص مفردrifles
صفت یا فعل حال استمراریrifling
قسمت سوم فعلrifled
جمعrifles
زمان گذشتهrifled

عبارات و ترکیب‌ها

sniper rifle

تفنگ تک‌تیرانداز

bolt-action rifle

تفنگ گل‌به‌لونه

semi-automatic rifle

تفنگ نیمه‌خودکار

hunting rifle

سلاح شکاری

assault rifle

سلاح گرم

air rifle

تفنگ بادی

automatic rifle

تفنگ خودکار

جملات نمونه

a rifle with a heavy kick.

تفنگ با لگد قوی

he was an excellent rifle shot.

او یک تیرانداز تفنگ عالی بود.

the distant crackle of rifle fire

صدای خش خش دوردست آتش رگبار

a good shot with the rifle and the bow.

یک شلیک خوب با تفنگ و کمان

the caliber of a rifle

کالیبر یک تفنگ

an exploded diagram of the rifle's parts.

یک نمودار منفجره از قطعات تفنگ.

a line of replacement rifled barrels.

یک خط از لوله‌های ریفلی جایگزین

rifle the safe of its contents

تفنگ ایمن از محتویات آن

The rifle -ries almost a mile.

تفنگ تقریباً یک مایل است.

a takedown rifle; a takedown scaffold.

تفنگ تاک داون؛ داربست تاک داون

Break out the rifles!

تفنگ ها را بیرون بیاورید!

This rifle only holds one cartridge.

این تفنگ فقط یک فشنگ را در خود جای دارد.

bringing his rifle to bear on a distant target.

تفنگ خود را به سمت هدف دوردست نشانه گرفت.

Parker had his rifle at the port.

پارکر سلاح خود را در موقعیت قرار داد.

they were to present their rifles, take aim, and fire.

قرار بود تفنگ های خود را ارائه دهند، هدف گیری کنند و شلیک کنند.

she rifled through the cassette tapes.

او در میان نوارهای کاست جستجو کرد.

نمونه‌های واقعی

The window vines that clamber yet, Whose blooms the bee still rifles?

طناب‌های تاک که هنوز بالا می‌روند، شکوفه‌هایشان را هنوز زنبورها جستجو می‌کنند؟

منبع: American Original Language Arts Volume 5

He raised his rifle. Don't shoot!

او سلاح خود را بالا برد. شلیک نکن!

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

I wish we had rifles. I mean, they got rifles.

می‌خواستم سلاح داشته باشیم. یعنی، آن‌ها سلاح دارند.

منبع: Tiger and Leopard: The Little Overlord (Original Soundtrack)

Unlike his colleagues, the pale 21-year-old held no rifle in his hands.

برخلاف همکارانش، جوان ۲۱ ساله رنگ‌پریده هیچ سلاحی در دست نداشت.

منبع: The Economist - Comprehensive

The assailant who was using a semiautomatic rifle also died at the scene.

مهاجم که از یک سلاح نیمه‌خودکار استفاده می‌کرد، همچنین در صحنه کشته شد.

منبع: BBC Listening Compilation April 2023

But it's a shame to waste a rifle like this on kneecaps.

اما اتلاف یک سلاح مثل این برای زانوها عیب است.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

A name derived from the fanciful resemblance to the sound produced by cocking a rifle.

اسمی که از تشابه خیالی به صدای تولید شده هنگام مسلح کردن سلاح گرفته شده است.

منبع: The Five Orange Pips of Sherlock Holmes

Still, police say he bought the rifle he allegedly used in the attack from a store last year.

با این حال، پلیس می‌گوید او سلاحی را که به زعم آن‌ها در حمله از آن استفاده کرده بود، سال گذشته از یک مغازه خریده است.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

Do you know what is lovely? This is the proverbial rifling through your recipe drawers. Yeah.

می‌دانید چه چیزی زیباست؟ این جستجو در کشوهای دستور العمل شماست. بله.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

Goes down into the living room, gets out the rifle from the hiding place behind the radiator.

به اتاق نشیمن می‌رود، سلاح را از پشت رادیاتور بیرون می‌آورد.

منبع: A man named Ove decides to die.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید