rimmed glasses
عینک با لبه
rimmed plate
سینی با لبه
rimmed hat
کلاه با لبه
rimmed bowl
کاسه با لبه
rimmed cake
کیک با لبه
rimmed cup
لیوان با لبه
rimmed edge
لبه با حاشیه
rimmed mirror
آینه با لبه
rimmed borders
مرزهای با لبه
rimmed table
میز با لبه
the picture frame was beautifully rimmed with gold.
قاب عکس به زیبایی با طلای تزئین شده بود.
she wore a rimmed hat to protect herself from the sun.
او یک کلاه لبهدار به منظور محافظت از خود در برابر آفتاب پوشید.
the table was rimmed with elegant decorations for the party.
میز با تزئینات شیک برای مهمانی تزئین شده بود.
his glasses were rimmed with a stylish silver frame.
عینک او با یک قاب نقرهای شیک لبهدار بود.
the cake was rimmed with fresh berries for a colorful touch.
کیک با توتهای تازه برای جلوهای رنگارنگ لبهدار بود.
the lake was rimmed with beautiful wildflowers in spring.
در بهار دریاچه با گلهای وحشی زیبا لبهدار بود.
the rimmed glasses gave her a sophisticated look.
عینک لبهدار به او ظاهری متمدره بخشید.
he noticed the rimmed edges of the old coin.
او لبههای لبهدار سکه قدیمی را متوجه شد.
the garden path was rimmed with stones for a neat appearance.
مسیر باغ با سنگها برای ظاهری مرتب لبهدار بود.
the bowl was rimmed with intricate designs.
ظرف با طرحهای پیچیده لبهدار بود.
rimmed glasses
عینک با لبه
rimmed plate
سینی با لبه
rimmed hat
کلاه با لبه
rimmed bowl
کاسه با لبه
rimmed cake
کیک با لبه
rimmed cup
لیوان با لبه
rimmed edge
لبه با حاشیه
rimmed mirror
آینه با لبه
rimmed borders
مرزهای با لبه
rimmed table
میز با لبه
the picture frame was beautifully rimmed with gold.
قاب عکس به زیبایی با طلای تزئین شده بود.
she wore a rimmed hat to protect herself from the sun.
او یک کلاه لبهدار به منظور محافظت از خود در برابر آفتاب پوشید.
the table was rimmed with elegant decorations for the party.
میز با تزئینات شیک برای مهمانی تزئین شده بود.
his glasses were rimmed with a stylish silver frame.
عینک او با یک قاب نقرهای شیک لبهدار بود.
the cake was rimmed with fresh berries for a colorful touch.
کیک با توتهای تازه برای جلوهای رنگارنگ لبهدار بود.
the lake was rimmed with beautiful wildflowers in spring.
در بهار دریاچه با گلهای وحشی زیبا لبهدار بود.
the rimmed glasses gave her a sophisticated look.
عینک لبهدار به او ظاهری متمدره بخشید.
he noticed the rimmed edges of the old coin.
او لبههای لبهدار سکه قدیمی را متوجه شد.
the garden path was rimmed with stones for a neat appearance.
مسیر باغ با سنگها برای ظاهری مرتب لبهدار بود.
the bowl was rimmed with intricate designs.
ظرف با طرحهای پیچیده لبهدار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید