encircled

[ایالات متحده]/ɪnˈsɜː.kəld/
[بریتانیا]/ɪnˈsɜr.kəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته‌ی مشارکت encircle
adj. احاطه شده

عبارات و ترکیب‌ها

encircled by trees

احاطه شده با درختان

encircled with light

احاطه شده با نور

encircled in mist

احاطه شده در مه

encircled by mountains

احاطه شده با کوه ها

encircled in silence

احاطه شده در سکوت

encircled with love

احاطه شده با عشق

encircled by walls

احاطه شده با دیوارها

encircled in darkness

احاطه شده در تاریکی

encircled by stars

احاطه شده با ستاره ها

encircled in beauty

احاطه شده در زیبایی

جملات نمونه

the castle was encircled by a deep moat.

قلعه توسط یک خندق عمیق محاصره شده بود.

the city was encircled by high walls for protection.

شهر با دیوارهای بلند برای محافظت محاصره شده بود.

the garden was encircled with colorful flowers.

باغ با گل‌های رنگارنگ محاصره شده بود.

the troops encircled the enemy's position.

نیروها موقعیت دشمن را محاصره کردند.

the children encircled the storyteller with eager faces.

کودکان با چهره های مشتاق، داستانگو را محاصره کردند.

the lake was encircled by towering mountains.

دریاچه توسط کوه های بلند احاطه شده بود.

the dancers encircled the stage gracefully.

رقصندگان به طور ظریف صحنه را محاصره کردند.

the village was encircled by lush green fields.

دهکده توسط مزارع سبز و سرسبز احاطه شده بود.

the fire was encircled by firefighters to prevent its spread.

آتش توسط آتش نشانان برای جلوگیری از گسترش آن محاصره شد.

the artwork was encircled by a crowd of admirers.

اثر هنری توسط گروهی از طرفداران محاصره شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید