riskiness

[ایالات متحده]/'riskinis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پر از عناصر ماجراجویانه، پر از خطر.
Word Forms

جملات نمونه

That alone will challenge old rules of thumb about the relative riskiness of emerging-market debt.

تنها این موضوع، قوانین قدیمی سرانگشتی در مورد ریسک نسبی بدهی بازارهای نوظهور را به چالش خواهد کشید.

Investing in stocks carries a certain level of riskiness.

سرمایه‌گذاری در سهام سطح مشخصی از ریسک را به همراه دارد.

Entrepreneurship involves a lot of riskiness.

کارآفرینی شامل مقدار زیادی ریسک است.

Driving in heavy rain increases the riskiness of accidents.

رانندگی در باران شدید خطر تصادفات را افزایش می‌دهد.

Ignoring safety protocols can lead to higher riskiness in the workplace.

نادیده گرفتن پروتکل‌های ایمنی می‌تواند منجر به افزایش ریسک در محل کار شود.

Extreme sports are known for their high level of riskiness.

ورزش‌های خطرناک به خاطر سطح بالای ریسک خود شناخته شده‌اند.

The riskiness of the situation made him hesitate to take action.

ریسک بودن شرایط باعث شد او برای انجام اقدام مردد شود.

The project was abandoned due to its high riskiness.

به دلیل ریسک بالای آن، پروژه رها شد.

The riskiness of the investment was carefully evaluated before proceeding.

ریسک سرمایه‌گذاری به دقت قبل از ادامه بررسی شد.

The riskiness of the new business venture worried the investors.

ریسک طرح کسب و کار جدید سرمایه‌گذاران را نگران کرد.

Assessing the riskiness of different options is crucial in decision-making.

ارزیابی ریسک گزینه‌های مختلف در تصمیم‌گیری بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید