rivermouth

[ایالات متحده]/ˈrɪvəmaʊθ/
[بریتانیا]/ˈrɪvərmaʊθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جایی که رودخانه به یک جسم آبی بزرگتر مانند دریا یا دریاچه جریان می‌یابد

عبارات و ترکیب‌ها

the rivermouth

دره رودخانه

at rivermouth

در دره رودخانه

near rivermouth

نزدیک دره رودخانه

to rivermouth

به سوی دره رودخانه

from rivermouth

از دره رودخانه

rivermouth delta

دلتای دره رودخانه

rivermouth town

شهر دره رودخانه

rivermouth area

منطقه دره رودخانه

across rivermouth

پоперچ دره رودخانه

by rivermouth

در کنار دره رودخانه

جملات نمونه

the fishing boats gathered at the rivermouth as dawn broke over the water.

کشتی‌های ماهیگیری در ریورمُت جمع شده بودند وقتی که آفتاب دریا را روشن کرد.

a small historic town sits at the rivermouth where the river meets the sea.

یک شهر تاریخی کوچک در ریورمُت قرار دارد جایی که رودخانه با دریا ملاقات می‌کند.

sediment deposits have formed a fertile delta at the rivermouth over thousands of years.

ذرات رسوبی در طول هزاران سال یک دلتای خصیف در ریورمُت ایجاد کرده‌اند.

sailors navigated carefully through the narrow channel at the rivermouth.

کشتی‌هایی در کانال تنگ ریورمُت با دقت مسیر خود را پیمودند.

the rivermouth provides a critical habitat for numerous migratory bird species.

ریورمُت یک زیستگاه حیاتی برای چندین گونه پرندگان مهاجر فراهم می‌کند.

we watched the sunset from the cliffs overlooking the rivermouth.

ما غروب خورشید را از کرانه‌هایی که بر روی ریورمُت نظارت می‌کردند دیدیم.

the river widens considerably at the rivermouth before merging with the ocean.

رودخانه قبل از اینکه با اقیانوس ادغام شود در ریورمُت به طور قابل توجهی گسترده می‌شود.

ancient civilizations often established settlements near the rivermouth for trade.

این تمدن‌های باستانی اغلب برای تجارت در نزدیکی ریورمُت پایگاه‌هایی را ایجاد می‌کردند.

the rivermouth ecosystem is particularly sensitive to pollution from upstream sources.

سیستم اکولوژیک ریورمُت به خصوص در برابر آلودگی‌هایی که از منابع بالادست می‌آید حساس است.

strong tidal currents converge at the rivermouth creating dangerous swimming conditions.

جریان‌های شدید ناشی از مدی در ریورمُت همگرا می‌شوند و شرایط خطرناکی برای شنا ایجاد می‌کنند.

the port authority maintains navigational buoys at the rivermouth year round.

سازمان بندر در طول سال در ریورمُت نشانگرهای راهنمایی را حفظ می‌کند.

erosion along the rivermouth has accelerated dramatically after the recent storms.

تخریب در اطراف ریورمُت پس از باران‌های اخیر به طور چشمگیری افزایش یافته است.

the local fishermen depend on the rivermouth for their livelihood and traditions.

چاه‌های محلی به ریورمُت برای حیات خود و سنت‌هایشان وابسته‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید