rivulet

[ایالات متحده]/'rɪvjʊlɪt/
[بریتانیا]/'rɪvjələt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جویبار کوچک که از یک دره باریک عبور می‌کند و به آرامی در پای کوه جریان دارد.
Word Forms
جمعrivulets

جملات نمونه

The school is located near the rivulet.

مدرسه در نزدیکی نهر واقع شده است.

Rivulets of water ran in through the leaks.

جریان های آب از طریق نشتی ها جاری می شدند.

sweat ran in rivulets down his back.

عرق به صورت جویبارها از پشتش سرازیر شد.

rivulets of water coursed down the panes, puddling on the sill.

جریان‌های آب روی شیشه‌ها جاری شد و در طاقچه جمع شد.

The environment is very suitable for the tea tree, where there is mountain crest and forest flourish, rivulet spreading all over and pluuiose rain, mild climate and fertile soil.

محیط زیست برای درخت چای بسیار مناسب است، جایی که قله کوه وجود دارد و جنگل رونق دارد، نهر در همه جا پخش شده و باران سیل‌آسا، آب و هوای معتدل و خاک حاصلخیز وجود دارد.

The rivulet meandered through the forest, creating a serene atmosphere.

نهر در جنگل پیچ و مهره می‌کرد و فضایی آرام ایجاد می‌کرد.

She sat by the rivulet, listening to the soothing sound of water flowing.

او کنار نهر نشست و به صدای آرامش‌بخش آب جاری گوش می‌داد.

The children played by the rivulet, splashing water and laughing.

کودکان کنار نهر بازی می‌کردند، آب می‌پاشیدند و می‌خندیدند.

The rivulet was crystal clear, reflecting the blue sky above.

نهر بسیار شفاف بود و آسمان آبی بالای آن را منعکس می‌کرد.

A variety of plants grew along the banks of the rivulet.

تنوعی از گیاهان در امتداد سواحل نهر رشد می‌کردند.

The wildlife thrived around the rivulet, finding water and food in abundance.

حیات وحش در اطراف نهر رونق داشت و آب و غذا را به وفور پیدا می‌کرد.

The rivulet eventually joined a larger river downstream, adding to its flow.

در نهایت نهر به یک رودخانه بزرگتر در پایین دست پیوست و به جریان آن اضافه شد.

The villagers used the water from the rivulet for irrigation and daily chores.

روستاییان از آب نهر برای آبیاری و کارهای روزمره استفاده می‌کردند.

During the rainy season, the rivulet swelled with water, flooding the surrounding area.

در فصل بارانی، نهر با آب متورم شد و منطقه اطراف را سیل برد.

The artist found inspiration in the tranquil beauty of the rivulet, capturing it in a painting.

هنرمند در زیبایی آرامش‌بخش نهر الهام گرفت و آن را در نقاشی به تصویر کشید.

نمونه‌های واقعی

It was gray and dusty, and sweat had streaked long rivulets across his cheeks.

حالت خاکستری و غباری داشت و عرق رگه‌های بلندی را روی گونه‌هایش ایجاد کرده بود.

منبع: Gone with the Wind

To pour out this in undulating rivulets of rhapsody is apparently the only motive of its ascension.

به نظر می‌رسد تنها انگیزه صعود آن، ریختن این موضوع در جریان‌های ریتمیک و غزل‌مانند است.

منبع: American Original Language Arts Volume 5

The water coalesced into a few small rivulets in the mud.

آب در گل به چند جریان کوچک تبدیل شد.

منبع: The Three-Body Problem I

There are lots of other names for it, like kill, rivulet, beck, or ghyll.

نام‌های زیادی برای آن وجود دارد، مانند کشتن، نهرک، بک یا گیل.

منبع: Pop culture

A little further, and the bed of the rivulet ended in the same fashion.

کمی بیشتر رفت، و بستر نهرک به همین شکل پایان یافت.

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

He waded part way up the slope, kicking off the sand rivulets, spurts of dust.

او بخشی از مسیر را در سربالایی طی کرد و با هر قدم، نهرک‌های شن و غبار را کنار زد.

منبع: "Dune" audiobook

It is a simple, powerful illustration of an American workplace, boiling like a pot of tomato sauce, ready to spit hot rivulets of grievance at anyone who stirs it.

این یک تصویر ساده و قدرتمند از یک محیط کار آمریکایی است، مانند یک قابلمه سس گوجه فرنگی که در حال جوشیدن است و آماده است تا جریان‌های داغ نارضایتی را به سمت هر کسی که آن را هم بزند، پرتاب کند.

منبع: New York Times

The atmosphere, indeed, was pleasantly warm even out of the sun, though the little rivulets that watered the soil were ice-cold from the snows.

فضای هوا حتی بیرون از نور خورشید به طرز دلپذیری گرم بود، اگرچه نهرک‌های کوچکی که خاک را آبیاری می‌کردند، به دلیل برف‌ها بسیار سرد بودند.

منبع: The Disappearing Horizon

Over millions of years, rivulets have carved into the stone, creating networks of caves, treacherous sinkholes, and imposing towers of rock called " karsts" .

در طول میلیون‌ها سال، نهرک‌ها در سنگ‌ها حفر کرده‌اند و شبکه‌ای از غارها، گودال‌های خطرناک و برج‌های سنگی باشکوه به نام «کارست» ایجاد کرده‌اند.

منبع: The Economist Science and Technology

A spout of fresh water burst from an occasional crevice, and pattering down upon broad green leaves, ran along as a rivulet at the bottom.

یک فواره آب تازه گاهی از شکاف‌ها فوران می‌کرد و با صدای آرام روی برگ‌های سبز و پهن می‌ریخت و به صورت یک نهرک در پایین جریان می‌یافت.

منبع: A pair of blue eyes (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید