roleplay

[ایالات متحده]/ˈrəʊlpleɪ/
[بریتانیا]/ˈroʊlpleɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فعالیت بازی‌گری یک شخصیت یا موقعیت برای تمرین یا سرگرمی؛ نمایش یک نقش یا شخص خاص
v. بازی‌گری یک نقش یا تقلید یک شخص در یک موقعیت خاص
Word Forms
جمعroleplays

عبارات و ترکیب‌ها

roleplay session

جلسه بازی نقش‌آفرینی

roleplay scenario

سценاریو بازی نقش‌آفرینی

roleplay game

بازی نقش‌آفرینی

roleplay character

شخصیت بازی نقش‌آفرینی

roleplay partner

هم‌بازی نقش‌آفرینی

roleplaying games

بازی‌های نقش‌آفرینی

roleplaying character

شخصیت بازی نقش‌آفرینی

roleplayed yesterday

دیروز بازی نقش‌آفرینی کردیم

roleplay online

بازی نقش‌آفرینی آنلاین

roleplay together

هم بازی نقش‌آفرینی کنیم

جملات نمونه

we roleplay different scenarios to practice ordering food politely.

ما سناریوهای مختلف را بازی می‌کنیم تا به طور مناسب سفارش غذا را تمرین کنیم.

in drama class, we roleplay a heated argument to explore emotions.

در کلاس درام، یک میانه‌ای گرم را بازی می‌کنیم تا احساسات را کاوش کنیم.

let’s roleplay a job interview so you can answer confidently.

بیایید یک مصاحبه شغلی را بازی کنیم تا شما با اعتماد پاسخ دهید.

the coach asked us to roleplay customer complaints and calm responses.

مربی از ما خواست تا شکایات مشتریان و پاسخ‌های آرام را بازی کنیم.

we roleplay real-life situations to build communication skills.

ما موقعیت‌های واقعی را بازی می‌کنیم تا مهارت‌های ارتباطی خود را توسعه دهیم.

during training, staff roleplay difficult conversations with patients.

در دوره آموزشی، کارکنان با بیماران گفت‌وگوهای دشوار را بازی می‌کنند.

they roleplay as rivals to add tension to the story.

آنها به عنوان رقبا بازی می‌کنند تا تنشی به داستان اضافه شود.

at the workshop, we roleplay negotiation tactics and test strategies.

در کارگاه، ما تاکتیک‌های مذاکره و استراتژی‌ها را بازی می‌کنیم.

kids love to roleplay superheroes and save the day.

کودکان دوست دارند به عنوان افرادی با قدرت‌های ویژه بازی کنند و روز را نجات دهند.

we roleplay the worst-case scenario to prepare for emergencies.

ما سناریوی بدترین حالت را بازی می‌کنیم تا برای اضطراب‌های احتمالی آماده شویم.

the therapist had us roleplay boundary setting in a safe space.

درمانگر از ما خواست تا در یک فضای امن تنظیم مرزها را بازی کنیم.

in the game, players roleplay characters and make tough choices.

در بازی، بازیکنان شخصیت‌ها را بازی می‌کنند و تصمیمات سخت می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید