roseate

[ایالات متحده]/ˈrəʊziət/
[بریتانیا]/ˈroʊziət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن رنگ صورتی یا صورتی روشن، به نظر می‌رسد پرتو و شاداب، خوش‌بین

عبارات و ترکیب‌ها

roseate sky

آسمان صورتی

roseate hues

تناژ صورتی

roseate glow

تابش صورتی

roseate tinge

رنگ صورتی

roseate dawn

سحر صورتی

roseate cheeks

گونه‌های صورتی

roseate sunset

غروب صورتی

جملات نمونه

the early, roseate light.

نور صورتی زودهنگام

the roseate glow of dawn.

درخشش صورتی سپیده دم.

The sky turned roseate as the sun began to set.

آسمان با غروب خورشید به رنگ سرخ‌گل درآمد.

Her roseate cheeks showed her excitement.

گونه‌های سرخ‌گلش نشان‌دهنده هیجان او بودند.

The roseate hue of the flowers brightened up the room.

رنگ سرخ‌گل گل‌ها فضای اتاق را روشن کرد.

The roseate glow of dawn filled the horizon.

نور سرخ‌گل سحرگاه افق را پر کرد.

She wore a roseate dress to the party.

او لباس سرخ‌گل به مهمانی پوشید.

The roseate sky reflected in the calm lake.

آسمان سرخ‌گل در دریاچه آرام منعکس شد.

His roseate outlook on life kept him optimistic.

نگرش سرخ‌گل او نسبت به زندگی او را خوش‌بین نگه داشت.

The roseate scent of the roses filled the garden.

عطر سرخ‌گل گل‌های سرخ باغ را پر کرد.

She painted a roseate picture of their future together.

او تصویری سرخ‌گل از آینده مشترکشان کشید.

The roseate light of the sunset cast a warm glow over the landscape.

نور سرخ‌گل غروب خورشید بر روی منظره، درخششی گرم انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید