rotary

[ایالات متحده]/'rəʊt(ə)rɪ/
[بریتانیا]/'rotəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چرخشی، گردش کننده.
Word Forms
جمعrotaries

عبارات و ترکیب‌ها

rotary club

باشگاه روتاری

rotary motion

حرکت دورانی

rotary engine

موتور دورانی

rotary kiln

کوره گردان

rotary speed

سرعت چرخشی

rotary screen

صفحه چرخشی

rotary table

میز چرخشی

rotary drilling

حفاری چرخشی

rotary encoder

انکودر چرخشی

rotary screen printing

چاپ سیلک دورانی

rotary drill

دریل چرخشی

rotary machine

ماشین چرخشی

rotary furnace

اتاق سوخت چرخشی

rotary vane

پِر چرخشی

rotary dryer

خشک‌کن چرخشی

rotary drilling rig

تورچ‌دریل چرخشی

rotary valve

شیر چرخشی

rotary type

نوع چرخشی

rotary international

بین‌المللی چرخشی

rotary joint

اتصال چرخشی

rotary compressor

تراکم‌ساز چرخشی

جملات نمونه

The rotary club organized a charity event.

باشگاه روتاری یک رویداد خیریه برگزار کرد.

He installed a rotary phone in his office.

او یک تلفن چرخشی در دفتر خود نصب کرد.

The rotary engine is known for its high power-to-weight ratio.

موتور چرخشی به دلیل نسبت توان به وزن بالا شناخته شده است.

She used a rotary cutter to trim the fabric.

او از یک برش چرخشی برای برش پارچه استفاده کرد.

The rotary motion of the wheel created a mesmerizing pattern.

حرکت چرخشی چرخ الگوی مسحور کننده ای ایجاد کرد.

The rotary knob controls the volume of the music.

دکمه چرخشی حجم صدا را کنترل می کند.

The rotary switch allows you to select different modes.

کلید چرخشی به شما امکان می دهد حالت های مختلف را انتخاب کنید.

They formed a rotary alliance to promote cultural exchange.

آنها یک ائتلاف روتاری برای ترویج تبادل فرهنگی تشکیل دادند.

The rotary movement of the windmill generated electricity.

حرکت چرخشی بادی برق تولید کرد.

Rotary tools are commonly used for woodworking projects.

ابزارهای روتاری به طور معمول برای پروژه های نجاری استفاده می شوند.

نمونه‌های واقعی

This is a core microtome, rotary microtome.

این یک میکروتوم اصلی، میکروتوم چرخشی است.

منبع: Connection Magazine

Cellphone. No, no, no, no. Rotary. And pay phone on half.

تلفن همراه. نه، نه، نه، نه. چرخشی. و تلفن عمومی روی نیمه.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

Remember that blue rotary phone you gave me for Christmas?

آیا آن تلفن چرخشی آبی را که برای کریسمس برایم خریدی به یاد دارید؟

منبع: Modern Family - Season 05

Then we've got the rotary egg beater, invented in 1870 by American, Turner Williams.

سپس همزن تخم مرغ چرخشی را داریم که در سال 1870 توسط آمریکایی، تورنر ویلیامز اختراع شد.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

The clerk has piles of papers, a rotary phone, and an adding machine on his desk.

کارمند انبوهی از کاغذ، یک تلفن چرخشی و یک ماشین حساب روی میزش دارد.

منبع: Selected Film and Television News

You know, I grew up for a few years on rotary phones, and you hated them, right?

می‌دانید، من چند سال را با تلفن‌های چرخشی بزرگ شدم و شما از آنها متنفر بودید، درست است؟

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

According to Mr Germ there is already a debate within Rotary about what to do next.

بر اساس گفته آقای Germ، بحثی در Rotary در مورد اینکه باید چه کاری انجام شود، وجود دارد.

منبع: The Economist - Technology

Meanwhile, back at the MRF, anything that didn't make it up the rotary separator enters another sorting line.

در همین حال، در MRF، هر چیزی که نتوانست از جداکننده چرخشی بالا برود وارد خط جداگانه دیگری می‌شود.

منبع: Scishow Selected Series

We would call it the rotary phone.

ما آن را تلفن چرخشی می‌خواندیم.

منبع: Engvid-James Course Collection

The rotary grater grates the cheese very fine, and it does keep your little pinkies safely away from the blades.

رنده چرخشی پنیر را بسیار ریز رنده می‌کند و انگشتان کوچک شما را به طور ایمن از تیغه‌ها دور نگه می‌دارد.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید