| جمع | rotaries |
rotary club
باشگاه روتاری
rotary motion
حرکت دورانی
rotary engine
موتور دورانی
rotary kiln
کوره گردان
rotary speed
سرعت چرخشی
rotary screen
صفحه چرخشی
rotary table
میز چرخشی
rotary drilling
حفاری چرخشی
rotary encoder
انکودر چرخشی
rotary screen printing
چاپ سیلک دورانی
rotary drill
دریل چرخشی
rotary machine
ماشین چرخشی
rotary furnace
اتاق سوخت چرخشی
rotary vane
پِر چرخشی
rotary dryer
خشککن چرخشی
rotary drilling rig
تورچدریل چرخشی
rotary valve
شیر چرخشی
rotary type
نوع چرخشی
rotary international
بینالمللی چرخشی
rotary joint
اتصال چرخشی
rotary compressor
تراکمساز چرخشی
The rotary club organized a charity event.
باشگاه روتاری یک رویداد خیریه برگزار کرد.
He installed a rotary phone in his office.
او یک تلفن چرخشی در دفتر خود نصب کرد.
The rotary engine is known for its high power-to-weight ratio.
موتور چرخشی به دلیل نسبت توان به وزن بالا شناخته شده است.
She used a rotary cutter to trim the fabric.
او از یک برش چرخشی برای برش پارچه استفاده کرد.
The rotary motion of the wheel created a mesmerizing pattern.
حرکت چرخشی چرخ الگوی مسحور کننده ای ایجاد کرد.
The rotary knob controls the volume of the music.
دکمه چرخشی حجم صدا را کنترل می کند.
The rotary switch allows you to select different modes.
کلید چرخشی به شما امکان می دهد حالت های مختلف را انتخاب کنید.
They formed a rotary alliance to promote cultural exchange.
آنها یک ائتلاف روتاری برای ترویج تبادل فرهنگی تشکیل دادند.
The rotary movement of the windmill generated electricity.
حرکت چرخشی بادی برق تولید کرد.
Rotary tools are commonly used for woodworking projects.
ابزارهای روتاری به طور معمول برای پروژه های نجاری استفاده می شوند.
This is a core microtome, rotary microtome.
این یک میکروتوم اصلی، میکروتوم چرخشی است.
منبع: Connection MagazineCellphone. No, no, no, no. Rotary. And pay phone on half.
تلفن همراه. نه، نه، نه، نه. چرخشی. و تلفن عمومی روی نیمه.
منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)Remember that blue rotary phone you gave me for Christmas?
آیا آن تلفن چرخشی آبی را که برای کریسمس برایم خریدی به یاد دارید؟
منبع: Modern Family - Season 05Then we've got the rotary egg beater, invented in 1870 by American, Turner Williams.
سپس همزن تخم مرغ چرخشی را داریم که در سال 1870 توسط آمریکایی، تورنر ویلیامز اختراع شد.
منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"The clerk has piles of papers, a rotary phone, and an adding machine on his desk.
کارمند انبوهی از کاغذ، یک تلفن چرخشی و یک ماشین حساب روی میزش دارد.
منبع: Selected Film and Television NewsYou know, I grew up for a few years on rotary phones, and you hated them, right?
میدانید، من چند سال را با تلفنهای چرخشی بزرگ شدم و شما از آنها متنفر بودید، درست است؟
منبع: What it takes: Celebrity InterviewsAccording to Mr Germ there is already a debate within Rotary about what to do next.
بر اساس گفته آقای Germ، بحثی در Rotary در مورد اینکه باید چه کاری انجام شود، وجود دارد.
منبع: The Economist - TechnologyMeanwhile, back at the MRF, anything that didn't make it up the rotary separator enters another sorting line.
در همین حال، در MRF، هر چیزی که نتوانست از جداکننده چرخشی بالا برود وارد خط جداگانه دیگری میشود.
منبع: Scishow Selected SeriesWe would call it the rotary phone.
ما آن را تلفن چرخشی میخواندیم.
منبع: Engvid-James Course CollectionThe rotary grater grates the cheese very fine, and it does keep your little pinkies safely away from the blades.
رنده چرخشی پنیر را بسیار ریز رنده میکند و انگشتان کوچک شما را به طور ایمن از تیغهها دور نگه میدارد.
منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"rotary club
باشگاه روتاری
rotary motion
حرکت دورانی
rotary engine
موتور دورانی
rotary kiln
کوره گردان
rotary speed
سرعت چرخشی
rotary screen
صفحه چرخشی
rotary table
میز چرخشی
rotary drilling
حفاری چرخشی
rotary encoder
انکودر چرخشی
rotary screen printing
چاپ سیلک دورانی
rotary drill
دریل چرخشی
rotary machine
ماشین چرخشی
rotary furnace
اتاق سوخت چرخشی
rotary vane
پِر چرخشی
rotary dryer
خشککن چرخشی
rotary drilling rig
تورچدریل چرخشی
rotary valve
شیر چرخشی
rotary type
نوع چرخشی
rotary international
بینالمللی چرخشی
rotary joint
اتصال چرخشی
rotary compressor
تراکمساز چرخشی
The rotary club organized a charity event.
باشگاه روتاری یک رویداد خیریه برگزار کرد.
He installed a rotary phone in his office.
او یک تلفن چرخشی در دفتر خود نصب کرد.
The rotary engine is known for its high power-to-weight ratio.
موتور چرخشی به دلیل نسبت توان به وزن بالا شناخته شده است.
She used a rotary cutter to trim the fabric.
او از یک برش چرخشی برای برش پارچه استفاده کرد.
The rotary motion of the wheel created a mesmerizing pattern.
حرکت چرخشی چرخ الگوی مسحور کننده ای ایجاد کرد.
The rotary knob controls the volume of the music.
دکمه چرخشی حجم صدا را کنترل می کند.
The rotary switch allows you to select different modes.
کلید چرخشی به شما امکان می دهد حالت های مختلف را انتخاب کنید.
They formed a rotary alliance to promote cultural exchange.
آنها یک ائتلاف روتاری برای ترویج تبادل فرهنگی تشکیل دادند.
The rotary movement of the windmill generated electricity.
حرکت چرخشی بادی برق تولید کرد.
Rotary tools are commonly used for woodworking projects.
ابزارهای روتاری به طور معمول برای پروژه های نجاری استفاده می شوند.
This is a core microtome, rotary microtome.
این یک میکروتوم اصلی، میکروتوم چرخشی است.
منبع: Connection MagazineCellphone. No, no, no, no. Rotary. And pay phone on half.
تلفن همراه. نه، نه، نه، نه. چرخشی. و تلفن عمومی روی نیمه.
منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)Remember that blue rotary phone you gave me for Christmas?
آیا آن تلفن چرخشی آبی را که برای کریسمس برایم خریدی به یاد دارید؟
منبع: Modern Family - Season 05Then we've got the rotary egg beater, invented in 1870 by American, Turner Williams.
سپس همزن تخم مرغ چرخشی را داریم که در سال 1870 توسط آمریکایی، تورنر ویلیامز اختراع شد.
منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"The clerk has piles of papers, a rotary phone, and an adding machine on his desk.
کارمند انبوهی از کاغذ، یک تلفن چرخشی و یک ماشین حساب روی میزش دارد.
منبع: Selected Film and Television NewsYou know, I grew up for a few years on rotary phones, and you hated them, right?
میدانید، من چند سال را با تلفنهای چرخشی بزرگ شدم و شما از آنها متنفر بودید، درست است؟
منبع: What it takes: Celebrity InterviewsAccording to Mr Germ there is already a debate within Rotary about what to do next.
بر اساس گفته آقای Germ، بحثی در Rotary در مورد اینکه باید چه کاری انجام شود، وجود دارد.
منبع: The Economist - TechnologyMeanwhile, back at the MRF, anything that didn't make it up the rotary separator enters another sorting line.
در همین حال، در MRF، هر چیزی که نتوانست از جداکننده چرخشی بالا برود وارد خط جداگانه دیگری میشود.
منبع: Scishow Selected SeriesWe would call it the rotary phone.
ما آن را تلفن چرخشی میخواندیم.
منبع: Engvid-James Course CollectionThe rotary grater grates the cheese very fine, and it does keep your little pinkies safely away from the blades.
رنده چرخشی پنیر را بسیار ریز رنده میکند و انگشتان کوچک شما را به طور ایمن از تیغهها دور نگه میدارد.
منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید