roughhousing

[ایالات متحده]/ˈrʌfˌhaʊzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrʌfˌhaʊzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل مشغول شدن در بازی یا جنگ خشن و پر سر و صدا; مشغول شدن به بازی یا جنگ خشن

عبارات و ترکیب‌ها

roughhousing kids

بازی‌های خشن کودکان

roughhousing play

بازی‌های خشن

roughhousing behavior

رفتار بازیگوشانه

roughhousing siblings

بازی‌های خشن خواهر و برادرها

roughhousing fun

سرگرمی‌های بازیگوشانه

roughhousing friends

بازی‌های خشن دوستان

roughhousing games

بازی‌های خشن

roughhousing session

جلسه بازیگوشی

roughhousing time

زمان بازیگوشی

roughhousing outdoors

بازی‌های خشن در فضای باز

جملات نمونه

the kids were roughhousing in the living room.

کودکان در حال بازی خشن در اتاق نشیمن بودند.

roughhousing can sometimes lead to accidents.

بازی خشن گاهی اوقات می‌تواند منجر به تصادف شود.

it's important to set boundaries when roughhousing.

تعیین حدود زمانی که کودکان در حال بازی خشن هستند مهم است.

they were just roughhousing, so i didn't worry.

آنها فقط در حال بازی خشن بودند، بنابراین نگران نبودم.

roughhousing is a way for children to bond.

بازی خشن راهی برای پیوند کودکان با یکدیگر است.

the dog joined in on the roughhousing with the kids.

سگ هم به بازی خشن کودکان پیوست.

parents often warn against roughhousing indoors.

والدین اغلب در مورد بازی خشن در داخل خانه هشدار می‌دهند.

after roughhousing, they all needed a break.

پس از بازی خشن، همه به استراحت نیاز داشتند.

roughhousing helps children develop social skills.

بازی خشن به کودکان کمک می‌کند تا مهارت‌های اجتماعی را توسعه دهند.

he got hurt while roughhousing with his friends.

او در حین بازی خشن با دوستانش آسیب دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید