spread rumors
گسترش شایعات
hear rumors
شنیدن شایعات
rumors circulate
شایعات منتشر میشوند
confirm rumors
تایید شایعات
dismiss rumors
رد شایعات
rumors fly
شایعات به سرعت پخش میشوند
rumors abound
شایعات فراوان است
rumors persist
شایعات ادامه دارند
chase rumors
دنبال کردن شایعات
rumors die
شایعات از بین میروند
there are many rumors about the new project.
در مورد پروژه جدید شایعات زیادی وجود دارد.
she dismissed the rumors as false.
او شایعات را به عنوان نادرست رد کرد.
rumors spread quickly in small towns.
شایعات به سرعت در شهرهای کوچک پخش می شوند.
he is the subject of many rumors lately.
او اخیراً موضوع بسیاری از شایعات بوده است.
they tried to clarify the rumors about their relationship.
آنها سعی کردند شایعات مربوط به رابطه خود را روشن کنند.
rumors can often lead to misunderstandings.
شایعات اغلب می توانند منجر به سوء تفاهم شوند.
the rumors about the company's bankruptcy were untrue.
شایعات مربوط به ورشکستگی شرکت نادرست بود.
she was hurt by the rumors circulating about her.
او از شایعاتی که در مورد او در گردش بود، آسیب دید.
it's best not to believe in rumors without evidence.
بهتر است بدون مدرک به شایعات باور نکنید.
he tried to put an end to the rumors surrounding him.
او سعی کرد به شایعاتی که در مورد او وجود داشت پایان دهد.
spread rumors
گسترش شایعات
hear rumors
شنیدن شایعات
rumors circulate
شایعات منتشر میشوند
confirm rumors
تایید شایعات
dismiss rumors
رد شایعات
rumors fly
شایعات به سرعت پخش میشوند
rumors abound
شایعات فراوان است
rumors persist
شایعات ادامه دارند
chase rumors
دنبال کردن شایعات
rumors die
شایعات از بین میروند
there are many rumors about the new project.
در مورد پروژه جدید شایعات زیادی وجود دارد.
she dismissed the rumors as false.
او شایعات را به عنوان نادرست رد کرد.
rumors spread quickly in small towns.
شایعات به سرعت در شهرهای کوچک پخش می شوند.
he is the subject of many rumors lately.
او اخیراً موضوع بسیاری از شایعات بوده است.
they tried to clarify the rumors about their relationship.
آنها سعی کردند شایعات مربوط به رابطه خود را روشن کنند.
rumors can often lead to misunderstandings.
شایعات اغلب می توانند منجر به سوء تفاهم شوند.
the rumors about the company's bankruptcy were untrue.
شایعات مربوط به ورشکستگی شرکت نادرست بود.
she was hurt by the rumors circulating about her.
او از شایعاتی که در مورد او در گردش بود، آسیب دید.
it's best not to believe in rumors without evidence.
بهتر است بدون مدرک به شایعات باور نکنید.
he tried to put an end to the rumors surrounding him.
او سعی کرد به شایعاتی که در مورد او وجود داشت پایان دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید