rundown

[ایالات متحده]/'rʌndaun/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کاهش؛ خلاصه
Word Forms
جمعrundowns

عبارات و ترکیب‌ها

rundown of events

خلاصه رویدادها

rundown of expenses

خلاصه هزینه‌ها

جملات نمونه

I need a rundown of the project's progress.

من به گزارشی از پیشرفت پروژه نیاز دارم.

She gave me a rundown of the day's events.

او گزارشی از وقایع روز را به من داد.

Can you give me a rundown of the new policies?

آیا می توانید گزارشی از سیاست های جدید به من بدهید؟

He did a quick rundown of the main points.

او به سرعت گزارشی از نکات اصلی ارائه داد.

Let me give you a rundown of the plan.

اجازه دهید گزارشی از طرح به شما بدهم.

The teacher gave a rundown of the upcoming assignments.

معلم گزارشی از تکالیف پیش رو ارائه داد.

She provided a detailed rundown of the budget.

او گزارشی مفصل از بودجه ارائه داد.

I'll give you a rundown of the rules before we start.

قبل از شروع، گزارشی از قوانین به شما خواهم داد.

The manager gave a rundown of the company's performance.

مدیر گزارشی از عملکرد شرکت ارائه داد.

He requested a rundown of the expenses for the trip.

او درخواست کرد گزارشی از هزینه های سفر ارائه شود.

نمونه‌های واقعی

Can you just give us a rundown of the scorecard?

آیا می توانید لطفاً یک بررسی سریع از جدول امتیازات به ما بدهید؟

منبع: NPR News November 2018 Collection

So here are brief rundowns of a few of his best and worst ideas.

بنابراین در اینجا بررسی های مختصری از چند ایده خوب و بد او وجود دارد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

The turbine rundown, they tried it last year.

بررسی توربین، آنها سال گذشته آن را امتحان کردند.

منبع: CHERNOBYL HBO

I have the manual for the rundown test.

من دفترچه راهنمای تست بررسی را دارم.

منبع: CHERNOBYL HBO

So you can have rundown buildings.

بنابراین شما می توانید ساختمان های فرسوده داشته باشید.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

Just a quick rundown, this tongue goes between your teeth.

فقط یک بررسی سریع، این زبان بین دندان های شما قرار می گیرد.

منبع: Elliot teaches British English.

My niche is sort of rundown spots off the water.

حوزه تخصصی من مکان های فرسوده در کنار آب است.

منبع: Ozark.

A common sight in the rundown New York of the 80s.

یک منظره رایج در نیویورک فرسوده دهه 80.

منبع: Secrets of Masterpieces

So I will write here rundown buildings.

بنابراین من اینجا ساختمان های فرسوده خواهم نوشت.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

She wore a dripping, ragged overcoat, and dragged herself in on wet, rundown shoes.

او یک بارانی خیس و پاره پاره پوشیده بود و خودش را با کفش های خیس و فرسوده به داخل کشید.

منبع: New Century College English Integrated Course (2nd Edition) Volume 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید