runes

[ایالات متحده]/[ruːnz]/
[بریتانیا]/[ruːnz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حروف الفبای عرفانی که توسط مردم آلمانی و نورس استفاده می‌شد؛ یک حرف رونی؛ یک نماد یا نویسه جادویی.

عبارات و ترکیب‌ها

read runes

خواندن رون‌ها

carve runes

حکاکی رون‌ها

ancient runes

رون‌های باستانی

powerful runes

رون‌های قدرتمند

interpret runes

تفسیر رون‌ها

draw runes

کشیدن رون‌ها

study runes

مطالعه رون‌ها

find runes

پیدا کردن رون‌ها

hidden runes

رون‌های پنهان

wrote runes

نوشتن رون‌ها

جملات نمونه

the ancient stone was covered in mysterious runes.

سنگ باستانی با نقش‌های مرموز پوشیده شده بود.

he spent hours studying the runes on the amulet.

او ساعت‌ها نقش‌های روی طلسم را مطالعه کرد.

the runes glowed faintly in the dim light.

نقش‌ها در نور کم کمی می‌درخشیدند.

she tried to decipher the meaning of the runes.

او سعی کرد معنای نقش‌ها را رمزگشایی کند.

the runes were carved into the wooden staff.

نقش‌ها روی چوب دستی حک شده بودند.

he traced the runes with his finger, feeling their power.

او با انگشت خود روی نقش‌ها کشید و قدرت آنها را حس کرد.

the runes seemed to shift and change before my eyes.

به نظر می‌رسید نقش‌ها قبل از چشمان من تغییر می‌کنند و جابجا می‌شوند.

they believed the runes held the key to unlocking the treasure.

آنها معتقد بودند نقش‌ها کلید باز کردن گنج را در خود داشتند.

the runes were a form of ancient writing.

نقش‌ها یک شکل از نوشتار باستانی بودند.

she carefully copied the runes into her notebook.

او با دقت نقش‌ها را در دفترچه یادداشت خود کپی کرد.

the runes on the door warned of danger.

نقش‌های روی در از خطر هشدار می‌دادند.

he researched the history of runes extensively.

او به طور گسترده در مورد تاریخچه نقش‌ها تحقیق کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید