sabotaging efforts
تلاشهای خرابکارانه
sabotaging success
خراب کردن موفقیت
sabotaging relationships
خراب کردن روابط
sabotaging progress
خراب کردن پیشرفت
sabotaging team
خراب کردن تیم
sabotaging plans
خراب کردن برنامهها
sabotaging performance
خراب کردن عملکرد
sabotaging goals
خراب کردن اهداف
sabotaging trust
خراب کردن اعتماد
sabotaging growth
خراب کردن رشد
sabotaging the project will lead to serious consequences.
تخریب پروژه منجر به عواقب جدی خواهد شد.
he was accused of sabotaging his colleague's work.
اتهام وارد شد که او در حال خرابکاری در کار همکارش است.
sabotaging the competition is unethical and illegal.
تخریب رقابت غیراخلاقی و غیرقانونی است.
they are sabotaging the negotiations by spreading false information.
آنها با انتشار اطلاعات نادرست در حال تخریب مذاکرات هستند.
sabotaging the team's efforts can harm everyone involved.
تخریب تلاش های تیم می تواند به همه افراد درگیر آسیب برساند.
she realized she was sabotaging her own success.
او متوجه شد که در حال تخریب موفقیت خود است.
sabotaging your health will have long-term effects.
تخریب سلامتی شما اثرات طولانی مدت خواهد داشت.
he was caught sabotaging the equipment in the lab.
او در حال تخریب تجهیزات در آزمایشگاه دستگیر شد.
sabotaging relationships can lead to isolation.
تخریب روابط می تواند منجر به انزوا شود.
they suspected someone was sabotaging their plans.
آنها مشکوک بودند که کسی در حال تخریب برنامه های آنها است.
sabotaging efforts
تلاشهای خرابکارانه
sabotaging success
خراب کردن موفقیت
sabotaging relationships
خراب کردن روابط
sabotaging progress
خراب کردن پیشرفت
sabotaging team
خراب کردن تیم
sabotaging plans
خراب کردن برنامهها
sabotaging performance
خراب کردن عملکرد
sabotaging goals
خراب کردن اهداف
sabotaging trust
خراب کردن اعتماد
sabotaging growth
خراب کردن رشد
sabotaging the project will lead to serious consequences.
تخریب پروژه منجر به عواقب جدی خواهد شد.
he was accused of sabotaging his colleague's work.
اتهام وارد شد که او در حال خرابکاری در کار همکارش است.
sabotaging the competition is unethical and illegal.
تخریب رقابت غیراخلاقی و غیرقانونی است.
they are sabotaging the negotiations by spreading false information.
آنها با انتشار اطلاعات نادرست در حال تخریب مذاکرات هستند.
sabotaging the team's efforts can harm everyone involved.
تخریب تلاش های تیم می تواند به همه افراد درگیر آسیب برساند.
she realized she was sabotaging her own success.
او متوجه شد که در حال تخریب موفقیت خود است.
sabotaging your health will have long-term effects.
تخریب سلامتی شما اثرات طولانی مدت خواهد داشت.
he was caught sabotaging the equipment in the lab.
او در حال تخریب تجهیزات در آزمایشگاه دستگیر شد.
sabotaging relationships can lead to isolation.
تخریب روابط می تواند منجر به انزوا شود.
they suspected someone was sabotaging their plans.
آنها مشکوک بودند که کسی در حال تخریب برنامه های آنها است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید