sabreur

[ایالات متحده]/ˈsæbrə/
[بریتانیا]/ˈseɪbrər/

ترجمه

n. فردی که شمشیر را به کار می‌برد، به ویژه سوارکار؛ شمشیرزن؛ به ویژه سوارکار

عبارات و ترکیب‌ها

master sabreur

سابر مستر

famous sabreur

سابر مشهور

skilled sabreur

سابر ماهر

renowned sabreur

سابر مشهور

young sabreur

سابر جوان

talented sabreur

سابر با استعداد

elite sabreur

سابر نخبه

local sabreur

سابر محلی

female sabreur

سابر زن

legendary sabreur

سابر افسانه‌ای

جملات نمونه

the sabreur demonstrated incredible skill during the competition.

سابر در طول مسابقه مهارت فوق العاده ای نشان داد.

many sabreurs train for years to master their craft.

بسیاری از سابُرها سال‌ها برای تسلط بر هنر خود آموزش می‌بینند.

the sabreur's movements were swift and precise.

حرکات سابر سریع و دقیق بودند.

in fencing, a sabreur often relies on speed and agility.

در ورزش شمشیربازی، یک سابر اغلب به سرعت و چابکی تکیه می‌کند.

he won the match with a spectacular sabreur technique.

او با یک تکنیک سابر چشمگیر مسابقه را برد.

the sabreur faced a challenging opponent in the finals.

سابُر در فینال با یک حریف چالش برانگیز روبرو شد.

becoming a skilled sabreur requires dedication and practice.

تبدیل شدن به یک سابر ماهر به فداکاری و تمرین نیاز دارد.

the sabreur wore a traditional fencing uniform.

سابُر لباس سنتی شمشیربازی پوشید.

during the tournament, the sabreur received much admiration.

در طول مسابقات، سابر تحسین زیادی دریافت کرد.

she aspired to be a renowned sabreur in the sport.

او به دنبال این بود که در این رشته ورزشی به یک سابر مشهور تبدیل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید