safest

[ایالات متحده]/[ˈseɪfɪst]/
[بریتانیا]/[ˈseɪfɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ایمن‌ترین؛ ایمن‌ترین روش را فراهم می‌کند؛ از خطر یا خطر آفرینی خالی
adv. به شیوه‌ای ایمن‌ترین

عبارات و ترکیب‌ها

safest bet

بهترین گزینه

safest route

راه امن تر

safest option

گزینه امن تر

being safest

بهترین بودن

safest place

جای امن تر

safest way

روش امن تر

safely secured

به طور امن امن سازی شده

safest choice

بهترین انتخاب

safest hands

دست امن تر

safest course

راه امن تر

جملات نمونه

the safest route is often the longest one.

ماراتب ایمن‌تر معمولاً طولانی‌ترین مسیر است.

wearing a helmet is the safest way to ride a bike.

پوشیدن کلاه ایمن‌ترین راه راندن دوچرخه است.

she felt safest when she was at home with her family.

او احساس ایمن‌ترین را وقتی داشت که در خانه و با خانواده‌اش بود.

the bank offers the safest accounts for seniors.

بانک حساب‌های ایمن‌تری برای سالمندان ارائه می‌دهد.

he chose the safest investment option available.

او گزینه‌ای ایمن‌ترین از دستگاه‌های سرمایه‌گذاری را انتخاب کرد.

always check for traffic before crossing the street – it's the safest practice.

همیشه قبل از عبور از خیابان به دنبال ترافیک بگردید – این ایمن‌ترین روش است.

the safest bet is to arrive early.

ایمن‌ترین گزینه این است که زودتر برسید.

what's the safest way to store sensitive data?

روش ایمن‌ترین برای ذخیره داده‌های حساس چیست؟

the safest place to be during a storm is indoors.

ایمن‌ترین جایی که در حین باران بودن باید در داخل باشید.

this car has the safest features of any on the market.

این ماشین ویژگی‌های ایمن‌تری نسبت به هر ماشین دیگری در بازار دارد.

following instructions is often the safest approach.

رعایت دستورات معمولاً رویکرد ایمن‌تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید