salespeople

[ایالات متحده]/'seɪlz,piːpl/
[بریتانیا]/ˈselzˌpipəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فروشندگان، دستیاران فروش
Word Forms

جملات نمونه

salespeople visiting their accounts.

بازاریابانی که از حساب‌های خود بازدید می‌کنند.

the responsibilities of salespeople to prospect for customers.

مسئولیت فروشندگان برای یافتن مشتری.

salespeople on the prowl for better jobs.

بازاریابانی که به دنبال مشاغل بهتر هستند.

Salespeople should have excellent communication skills.

بازاریاب‌ها باید مهارت‌های ارتباطی عالی داشته باشند.

Successful salespeople are good at building relationships with customers.

بازاریاب‌های موفق در برقراری ارتباط با مشتریان خوب هستند.

Salespeople need to be proactive in seeking new leads.

بازاریاب‌ها باید در یافتن سرنخ‌های جدید، پیش‌دستی کنند.

Good salespeople are persistent and resilient in the face of rejection.

بازاریاب‌های خوب، در برابر طرد، پیگیر و انعطاف‌پذیر هستند.

Salespeople often attend training sessions to improve their skills.

بازاریاب‌ها اغلب در جلسات آموزشی شرکت می‌کنند تا مهارت‌های خود را بهبود بخشند.

Successful salespeople are goal-oriented and focused on results.

بازاریاب‌های موفق، هدف‌محور و متمرکز بر نتایج هستند.

Salespeople use various sales techniques to close deals.

بازاریاب‌ها از تکنیک‌های فروش مختلف برای بستن معاملات استفاده می‌کنند.

Salespeople need to understand the needs and preferences of their customers.

بازاریاب‌ها باید نیازها و ترجیحات مشتریان خود را درک کنند.

Good salespeople are adaptable and can quickly adjust to changing situations.

بازاریاب‌های خوب، قابل تطبیق هستند و می‌توانند به سرعت خود را با شرایط متغیر وفق دهند.

Salespeople play a crucial role in driving revenue for a company.

بازاریاب‌ها نقش مهمی در افزایش درآمد شرکت ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید