salinizations

[ایالات متحده]/[ˌsælɪnɪˈzeɪʃənz]/
[بریتانیا]/[ˌsælɪnɪˈzeɪʃənz]/

ترجمه

n. فرایند یا نتیجه نمک‌زدگی؛ افزودن نمک به یک ماده.

عبارات و ترکیب‌ها

soil salinizations

توده‌های نمکی خاک

mapping salinizations

نقشه‌برداری توده‌های نمکی

جملات نمونه

soil salinization is a growing problem in arid agricultural regions.

نیترات‌زایی خاک یک مشکل در حال افزایش در مناطق کشاورزی خشک است.

water salinization threatens the productivity of irrigated farmland.

نیترات‌زایی آب تولیدی را در زمین‌های کشاورزی آبیاری شده تهدید می‌کند.

the salinization process accelerates in areas with poor drainage.

فرآیند نیترات‌زایی در مناطقی با دрен‌کشی ضعیف شتاب می‌گیرد.

farmers are implementing measures to prevent salinization of their fields.

کشاورزان اقداماتی را برای جلوگیری از نیترات‌زایی در زمین‌های خود اجرا می‌کنند.

climate change may increase salinization risks in coastal areas.

تغییرات اقلیم ممکن است خطرات نیترات‌زایی را در مناطق ساحلی افزایش دهد.

excessive irrigation contributes to soil salinization.

آبیاری بیش از حد به نیترات‌زایی خاک کمک می‌کند.

salinization levels have risen significantly over the past decade.

سطح نیترات‌زایی در دهه گذشته به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

the government launched a program to combat salinization.

دولت یک برنامه را برای مقابله با نیترات‌زایی راه اندازی کرده است.

salinization affects both crop yields and soil health.

نیترات‌زایی هم بر عملکرد محصولات و هم بر سلامت خاک تأثیر می‌گذارد.

engineers are developing new techniques to reduce salinization.

مهندسان فنون جدیدی را برای کاهش نیترات‌زایی توسعه می‌دهند.

rising salinization poses a threat to food security worldwide.

افزایش نیترات‌زایی تهدیدی بر امنیت غذایی در سراسر جهان ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید