samphire

[ایالات متحده]/ˈsæmfaɪə/
[بریتانیا]/ˈsæmfaɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی گیاه از خانواده Apiaceae؛ سالیکورنیا؛ نوعی گیاه خوراکی ساحلی
Word Forms
جمعsamphires

عبارات و ترکیب‌ها

fresh samphire

جلبک تازه

cooked samphire

جلبک پخته

samphire salad

سالاد جلبک

samphire soup

سوپ جلبک

pickled samphire

جلبک ترشی

samphire garnish

تزئینات جلبک

samphire recipe

دستور العمل جلبک

salted samphire

جلبک نمک سود

samphire dish

غذا با جلبک

samphire harvest

برداشت جلبک

جملات نمونه

samphire is often used in seafood dishes.

غاسنیاد اغلب در غذاهای دریایی استفاده می‌شود.

many chefs recommend pairing samphire with fish.

بسیاری از سرآشپزها توصیه می‌کنند غاسنیاد را با ماهی همراه کنید.

samphire adds a unique flavor to salads.

غاسنیاد طعم منحصر به فردی به سالادها می‌دهد.

in spring, fresh samphire can be found at local markets.

در بهار، غاسنیاد تازه را می‌توان در بازارهای محلی پیدا کرد.

cooking with samphire can elevate a dish.

پختن با غاسنیاد می‌تواند یک غذا را ارتقا دهد.

samphire is rich in vitamins and minerals.

غاسنیاد سرشار از ویتامین‌ها و مواد معدنی است.

some people enjoy samphire as a snack.

برخی افراد از خوردن غاسنیاد به عنوان میان وعده لذت می‌برند.

samphire can be pickled for longer preservation.

می‌توان غاسنیاد را برای حفظ بیشتر ترشی کرد.

adding samphire to pasta dishes is a great idea.

اضافه کردن غاسنیاد به غذاهای پاستا ایده خوبی است.

samphire grows in coastal areas and marshes.

غاسنیاد در مناطق ساحلی و مردابی رشد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید