sanctification

[ایالات متحده]/ˌsæŋktifi'keiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مقدس یا مقدس کردن چیزی.
Word Forms

جملات نمونه

Sanctification is a process of mortification and vivification.

مقدس‌سازی فرایندی از مرگ‌افزایی و زندگی‌بخشی است.

The process of sanctification involves spiritual growth and transformation.

فرایند مقدّس‌سازی شامل رشد و تحوّل معنوی است.

Many religions have specific rituals for sanctification.

بسیاری از ادیان آیین‌های خاصی برای مقدّس‌سازی دارند.

Personal sanctification requires discipline and self-reflection.

مقدس‌سازی شخصی نیازمند انضباط و خودآگاهی است.

The goal of sanctification is to become more like a divine being.

هدف از مقدّس‌سازی این است که بیشتر به یک موجود الهی شبیه شوید.

Some people believe sanctification can only be achieved through prayer and meditation.

برخی افراد معتقدند که مقدّس‌سازی تنها از طریق دعا و مراقبه قابل دستیابی است.

Sanctification is often described as a lifelong journey towards holiness.

مقدّس‌سازی اغلب به عنوان سفری طولانی‌مدت به سوی پاکدامنی توصیف می‌شود.

The church plays a key role in guiding believers through the process of sanctification.

کلیسای نقش مهمی در راهنمایی مومنان در طول فرایند مقدّس‌سازی ایفا می‌کند.

The concept of sanctification is central to many religious teachings.

مفهوم مقدّس‌سازی در بسیاری از آموزه‌های دینی از اهمیت بالایی برخوردار است.

Sanctification can be a challenging but rewarding spiritual practice.

مقدّس‌سازی می‌تواند یک عمل معنوی چالش‌برانگیز اما پاداش‌دهنده باشد.

Through sanctification, individuals seek to purify their hearts and minds.

از طریق مقدّس‌سازی، افراد به دنبال پاکسازی قلب و ذهن خود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید