sanctioning

[ایالات متحده]/ˈsæŋkʃənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsæŋkʃənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تحمیل جریمه یا مجازات؛ تحمیل تحریم‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

sanctioning actions

اقدامات تحریمی

sanctioning measures

تصویات تحریمی

sanctioning bodies

نهادهای تحریمی

sanctioning powers

اختیارات تحریمی

sanctioning countries

کشورهای تحریمی

sanctioning entities

واحدهای تحریمی

sanctioning regimes

رژیم‌های تحریمی

sanctioning policies

خط‌مشی‌های تحریمی

sanctioning frameworks

چارچوب‌های تحریمی

sanctioning decisions

تصمیمات تحریمی

جملات نمونه

the committee is responsible for sanctioning the new policy.

کمیته مسئولیت تایید سیاست جدید را بر عهده دارد.

sanctioning a project requires careful consideration.

تایید یک پروژه نیاز به بررسی دقیق دارد.

the government is sanctioning measures to improve public health.

دولت در حال تایید اقداماتی برای بهبود سلامت عمومی است.

sanctioning individuals for misconduct is necessary.

تایید افراد به دلیل سوء رفتار ضروری است.

sanctioning trade with certain countries can have economic impacts.

تایید تجارت با برخی کشورها می تواند تاثیرات اقتصادی داشته باشد.

they are considering sanctioning the organization for its actions.

آنها در حال بررسی تایید سازمان به دلیل اقدامات آن هستند.

sanctioning a new law can take several months.

تایید یک قانون جدید ممکن است چند ماه طول بکشد.

the board is sanctioning additional funding for the project.

هیئت مدیره در حال تایید بودجه اضافی برای پروژه است.

sanctioning athletes for doping is crucial for fair competition.

تایید ورزشکاران به دلیل دوپینگ برای حفظ رقابت منصفانه بسیار مهم است.

sanctioning practices should be transparent and fair.

روش های تایید باید شفاف و منصفانه باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید