sardines

[ایالات متحده]/ˌsɑː.dɪˈnz/
[بریتانیا]/ˌsɑrˈdinz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماهی کوچک که معمولاً کنسرو می‌شود؛ ماهی روغنی؛ جمع ساردین

عبارات و ترکیب‌ها

canned sardines

سردین‌های کنسروی

sardines on toast

سردین روی تست

fresh sardines

سردین تازه

sardines salad

سالاد سردین

grilled sardines

سردین گریل شده

sardines pasta

پاستا با سردین

sardines dip

دپ سردین

spicy sardines

سردین تند

sardines sandwich

ساندویچ سردین

sardines recipe

دستورالعمل سردین

جملات نمونه

sardines are a great source of omega-3 fatty acids.

سردین‌ها منبع خوبی از اسیدهای چرب امگا 3 هستند.

i love eating sardines on toast.

من عاشق خوردن ساردین روی تست هستم.

we caught some fresh sardines at the market.

ما مقداری ساردین تازه در بازار گرفتیم.

sardines are often packed in olive oil.

سردین‌ها اغلب در روغن زیتون بسته‌بندی می‌شوند.

many people enjoy sardines as a snack.

بسیاری از مردم از خوردن ساردین به عنوان میان‌وعده لذت می‌برند.

in some cultures, sardines are considered a delicacy.

در برخی فرهنگ‌ها، ساردین‌ها به عنوان غذای خاصی در نظر گرفته می‌شوند.

you can find sardines in various flavors.

می‌توانید ساردین‌ها را با طعم‌های مختلف پیدا کنید.

sardines are often used in mediterranean cuisine.

ساردین‌ها اغلب در آشپزی مدیترانه مورد استفاده قرار می‌گیرند.

some people prefer fresh sardines over canned ones.

برخی از افراد ترجیح می‌دهند ساردین تازه را به ساردین کنسروی ترجیح دهند.

eating sardines can be beneficial for heart health.

خوردن ساردین می‌تواند برای سلامت قلب مفید باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید