fishing bait
طُله ماهیگیری
bait and switch
حقه و فریب
bait the trap
طُله انداختن
worms as bait
کرم به عنوان طُله
cut bait
حذف طُله
live bait
طُله زنده
They bait the mousetrap with stale cheese.
آنها تله موشی را با پنیر کهنه طعمهگذاری میکنند.
we shall bait at Inver inn.
ما در اینور این طعمهگذاری خواهیم کرد.
dogs locate the bait by smell.
سگها طعمه را با بو پیدا میکنند.
He used maggots as live bait.
او از چرمگسها به عنوان طعمه زنده استفاده کرد.
I used a hook baited with fat.
من از یک قلاب طعمهگذاری شده با چربی استفاده کردم.
Hecklers baited the speaker mercilessly.
هکرها به طرز بیرحمانهای سخنران را تحریک کردند.
As the fish snaps at the bait, it gets caught on the hook.
همانطور که ماهی به سمت طعمه میپرد، به قلاب گیر میکند.
There are plenty of fish in the river, and good baits on my line, but the fish are getting clever and refuse to rise to a bait today.
ماهیهای زیادی در رودخانه وجود دارد و طعمههای خوبی روی نخ من وجود دارد، اما ماهیها باهوشتر شدهاند و امروز حاضر به خوردن طعمه نیستند.
she used the prospect of freedom as bait to trap him into talking.
او از امید به آزادی به عنوان طعمه برای فریباندن او به صحبت کردن استفاده کرد.
we baited her and smoked her.
ما او را طعمهگذاری کردیم و دودش کردیم.
Baits: Crab, worm, Bass yabby, freshwater yabby, chicken.
طعمهها: خرچنگ، کرم، لابرا، خرچنگ آب شیرین، مرغ.
A soldier baited a captured enemy by laughing at him.
یک سرباز با خندیدن به او، یک دشمن اسیر را تحریک کرد.
the other boys revelled in baiting him about his love of literature.
پسرهای دیگر از تحریک او در مورد علاقه اش به ادبیات لذت بردند.
he baited even his close companions until they were fit to kill him.
او حتی دوستان نزدیک خود را تحریک کرد تا جایی که آماده کشتن او بودند.
When people read the words ‘Free Gift’ on a magazine they usually swallow the bait and buy it.
وقتی مردم عبارت «هدیه رایگان» را در یک مجله میخوانند، معمولاً طعنه را میبلعند و آن را میخرند.
I don't know what that fish was that took the bait just now.It could have been a marlin or a broadtail or a shark.
نمیدانم آن ماهی چه بود که همین الان طعمه را خورد. ممکن بود یک مارلین یا یک دم پهن یا یک کوسه باشد.
The boss told him“Quit wasting time!Fish or cut bait.
رئیس به او گفت: «وقت تلف نکن! ماهی یا طعمهگذاری کن.
They left food and ammunition on the way—but would the enemy rise to so obvious a bait?
آنها غذا و مهمات را در طول مسیر رها کردند - اما آیا دشمن به چنین طعمه ای فریب می خورد؟
Bait with 40000 nematodes per plant killed 68.53%of black cutworm on average.
طعمه با 40000 نمداتد در هر گیاه، به طور متوسط 68.53٪ کرم سیاه را از بین برد.
Says the woman that cannot be baited.
زن میگوید که نمیتوان او را اغوا کرد.
منبع: Our Day Season 2Oh! So the email is a bait!
اوه! پس ایمیل یک طعمه است!
منبع: BBC Authentic EnglishAre you a queen or fish bait?
آیا شما ملکه هستید یا طعمه ماهی؟
منبع: Game of Thrones Season 6First you put the bait onto the fishhook.
ابتدا طعمه را روی قلاب ماهی میگذارید.
منبع: Blue little koalaOops, Penelope forgot to put some bait on the hook.
اوه، پنلوپه فراموش کرد که کمی طعمه روی قلاب بگذارد.
منبع: Blue little koalaHis baits were the sardines the boy had given him.
طعمههای او ساردینهایی بودند که پسر به او داده بود.
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.But he doesn't see the clips as mere engagement bait.
اما او این کلیپها را صرفاً به عنوان طعمه تعامل نمیبیند.
منبع: Intermediate and advanced English short essay.As a trap this is the perfect bait, it's working brilliantly.
به عنوان یک تله، این طعمه عالی است، به خوبی جواب میدهد.
منبع: The secrets of our planet.To bait me with this foul derision?
آیا میخواهید با این تحقیر زننده مرا اغوا کنید؟
منبع: Ancient Wisdom and Contemporary Love (Audio Version)How could we be sure that Rob and Ralph would even swallow the bait?
چگونه میتوانستیم مطمئن باشیم که راب و رالف حتی طعمه را هم میبلعند؟
منبع: Deadly Womenfishing bait
طُله ماهیگیری
bait and switch
حقه و فریب
bait the trap
طُله انداختن
worms as bait
کرم به عنوان طُله
cut bait
حذف طُله
live bait
طُله زنده
They bait the mousetrap with stale cheese.
آنها تله موشی را با پنیر کهنه طعمهگذاری میکنند.
we shall bait at Inver inn.
ما در اینور این طعمهگذاری خواهیم کرد.
dogs locate the bait by smell.
سگها طعمه را با بو پیدا میکنند.
He used maggots as live bait.
او از چرمگسها به عنوان طعمه زنده استفاده کرد.
I used a hook baited with fat.
من از یک قلاب طعمهگذاری شده با چربی استفاده کردم.
Hecklers baited the speaker mercilessly.
هکرها به طرز بیرحمانهای سخنران را تحریک کردند.
As the fish snaps at the bait, it gets caught on the hook.
همانطور که ماهی به سمت طعمه میپرد، به قلاب گیر میکند.
There are plenty of fish in the river, and good baits on my line, but the fish are getting clever and refuse to rise to a bait today.
ماهیهای زیادی در رودخانه وجود دارد و طعمههای خوبی روی نخ من وجود دارد، اما ماهیها باهوشتر شدهاند و امروز حاضر به خوردن طعمه نیستند.
she used the prospect of freedom as bait to trap him into talking.
او از امید به آزادی به عنوان طعمه برای فریباندن او به صحبت کردن استفاده کرد.
we baited her and smoked her.
ما او را طعمهگذاری کردیم و دودش کردیم.
Baits: Crab, worm, Bass yabby, freshwater yabby, chicken.
طعمهها: خرچنگ، کرم، لابرا، خرچنگ آب شیرین، مرغ.
A soldier baited a captured enemy by laughing at him.
یک سرباز با خندیدن به او، یک دشمن اسیر را تحریک کرد.
the other boys revelled in baiting him about his love of literature.
پسرهای دیگر از تحریک او در مورد علاقه اش به ادبیات لذت بردند.
he baited even his close companions until they were fit to kill him.
او حتی دوستان نزدیک خود را تحریک کرد تا جایی که آماده کشتن او بودند.
When people read the words ‘Free Gift’ on a magazine they usually swallow the bait and buy it.
وقتی مردم عبارت «هدیه رایگان» را در یک مجله میخوانند، معمولاً طعنه را میبلعند و آن را میخرند.
I don't know what that fish was that took the bait just now.It could have been a marlin or a broadtail or a shark.
نمیدانم آن ماهی چه بود که همین الان طعمه را خورد. ممکن بود یک مارلین یا یک دم پهن یا یک کوسه باشد.
The boss told him“Quit wasting time!Fish or cut bait.
رئیس به او گفت: «وقت تلف نکن! ماهی یا طعمهگذاری کن.
They left food and ammunition on the way—but would the enemy rise to so obvious a bait?
آنها غذا و مهمات را در طول مسیر رها کردند - اما آیا دشمن به چنین طعمه ای فریب می خورد؟
Bait with 40000 nematodes per plant killed 68.53%of black cutworm on average.
طعمه با 40000 نمداتد در هر گیاه، به طور متوسط 68.53٪ کرم سیاه را از بین برد.
Says the woman that cannot be baited.
زن میگوید که نمیتوان او را اغوا کرد.
منبع: Our Day Season 2Oh! So the email is a bait!
اوه! پس ایمیل یک طعمه است!
منبع: BBC Authentic EnglishAre you a queen or fish bait?
آیا شما ملکه هستید یا طعمه ماهی؟
منبع: Game of Thrones Season 6First you put the bait onto the fishhook.
ابتدا طعمه را روی قلاب ماهی میگذارید.
منبع: Blue little koalaOops, Penelope forgot to put some bait on the hook.
اوه، پنلوپه فراموش کرد که کمی طعمه روی قلاب بگذارد.
منبع: Blue little koalaHis baits were the sardines the boy had given him.
طعمههای او ساردینهایی بودند که پسر به او داده بود.
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.But he doesn't see the clips as mere engagement bait.
اما او این کلیپها را صرفاً به عنوان طعمه تعامل نمیبیند.
منبع: Intermediate and advanced English short essay.As a trap this is the perfect bait, it's working brilliantly.
به عنوان یک تله، این طعمه عالی است، به خوبی جواب میدهد.
منبع: The secrets of our planet.To bait me with this foul derision?
آیا میخواهید با این تحقیر زننده مرا اغوا کنید؟
منبع: Ancient Wisdom and Contemporary Love (Audio Version)How could we be sure that Rob and Ralph would even swallow the bait?
چگونه میتوانستیم مطمئن باشیم که راب و رالف حتی طعمه را هم میبلعند؟
منبع: Deadly Womenلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید