satirist

[ایالات متحده]/'sætərɪst/
[بریتانیا]/'sætərɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نویسنده‌ای که از طنز برای توصیف نقاط ضعف جامعه یا طبیعت انسانی استفاده می‌کند.
Word Forms
جمعsatirists

جملات نمونه

As a political satirist, scurrility was his trade, you might say.

به عنوان یک صریح‌نویس سیاسی، می‌توان گفت که فحاشی شغل او بود.

The satirist used humor to criticize societal norms.

صریح‌نویس از طنز برای انتقاد از هنجارهای اجتماعی استفاده کرد.

The satirist's sharp wit made his commentary on politics stand out.

هوش سرشار صریح‌نویس باعث شد که تفسیر او از سیاست‌ها برجسته شود.

As a satirist, she often uses irony to highlight absurdities in everyday life.

به عنوان یک صریح‌نویس، او اغلب از کنایه برای برجسته کردن پوچیت‌ها در زندگی روزمره استفاده می‌کند.

The satirist's latest book is a scathing critique of celebrity culture.

آخرین کتاب صریح‌نویس یک انتقاد تند از فرهنگ سلبریتی‌ها است.

The satirist's humor can be both entertaining and thought-provoking.

طنز صریح‌نویس می‌تواند هم سرگرم‌کننده و هم تفکربرانگیز باشد.

Many people appreciate the satirist's ability to cleverly expose hypocrisy.

بسیاری از مردم از توانایی صریح‌نویس در آشکار کردن دوگانه‌گویی به طرز هوشمندانه قدردانی می‌کنند.

The satirist's biting commentary often challenges conventional thinking.

تفسیر گزنده صریح‌نویس اغلب تفکر متعارف را به چالش می‌کشد.

The satirist's work is known for its sharp social commentary.

کار صریح‌نویس به خاطر تفسیر اجتماعی گزنده آن شناخته شده است.

The satirist's writings are a reflection of his keen observations of human behavior.

نوشته‌های صریح‌نویس بازتابی از مشاهدات دقیق او از رفتار انسان‌ها هستند.

The satirist's clever wordplay adds depth to his satirical pieces.

بازی با کلمات هوشمندانه صریح‌نویس عمق بیشتری به قطعات طنزآمیز او می‌بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید