parodist

[ایالات متحده]/ˈpærədɪst/
[بریتانیا]/ˈpærədɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارودی نویس؛ کسی که تقلیدهای طنزآمیز ایجاد می‌کند
Word Forms
جمعparodists

عبارات و ترکیب‌ها

famous parodist

پarodist مشهور

talented parodist

پarodist با استعداد

well-known parodist

پarodist شناخته شده

skilled parodist

پarodist ماهر

amateur parodist

پarodist آماتور

comic parodist

پarodist خنده‌دار

satirical parodist

پarodist طنزآمیز

popular parodist

پarodist محبوب

emerging parodist

پarodist نوظهور

celebrity parodist

پarodist مشهور

جملات نمونه

the parodist skillfully mimicked the famous singer.

پارودی به طرز ماهرانه ای صدای خواننده مشهور را تقلید کرد.

as a parodist, he often makes fun of political figures.

به عنوان یک پارودی، او اغلب از چهره های سیاسی تقلید می کند.

the parodist's latest work received rave reviews.

آخرین اثر پارودی مورد استقبال منتقدان قرار گرفت.

many people enjoy the parodist's humorous take on current events.

بسیاری از مردم از دیدگاه طنزآمیز پارودی نسبت به وقایع جاری لذت می برند.

the parodist created a hilarious skit for the comedy show.

پارودی یک طرح خنده دار برای برنامه کمدی ساخت.

being a parodist requires a great sense of timing.

پارودی بودن به حس زمان عالی نیاز دارد.

the parodist's performance left the audience in stitches.

اجرای پارودی باعث شد مخاطبان از خنده بغل بیایند.

she became a well-known parodist after her viral video.

او پس از ویدیوی وایرال خود به یک پارودی شناخته شده تبدیل شد.

as a parodist, he often collaborates with other comedians.

به عنوان یک پارودی، او اغلب با سایر کمدین ها همکاری می کند.

the parodist used clever wordplay to entertain the crowd.

پارودی از بازی با کلمات هوشمندانه برای سرگرمی جمعیت استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید