sauces

[ایالات متحده]/sɔːsɪz/
[بریتانیا]/sɔːsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع سس؛ مایع طعم دهنده؛ چاشنی؛ اظهارات بی ادبانه

عبارات و ترکیب‌ها

barbecue sauces

سس‌های باربکیو

hot sauces

سس‌های تند

soy sauces

سس سویا

taco sauces

سس تاکو

pasta sauces

سس‌های پاستا

salad sauces

سس‌های سالاد

curry sauces

سس کاری

dipping sauces

سس‌های غوطه‌ور کردن

sweet sauces

سس‌های شیرین

sauce recipes

دستور العمل‌های سس

جملات نمونه

he loves trying different sauces on his pasta.

او عاشق امتحان کردن سس‌های مختلف روی غذای پاستاست.

she prepared a variety of sauces for the barbecue.

او انواع سس را برای باربیکیو آماده کرد.

these sauces add flavor to the dish.

این سس‌ها طعم را به غذا اضافه می‌کنند.

they sell homemade sauces at the farmer's market.

آنها سس‌های خانگی را در بازار کشاورزان می‌فروشند.

he prefers spicy sauces over mild ones.

او ترجیح می‌دهد سس‌های تند را به سس‌های ملایم ترجیح دهد.

we need to stock up on sauces for the party.

ما باید برای مهمانی سس جمع کنیم.

she learned how to make traditional sauces from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه سس‌های سنتی را از مادربزرگش درست کند.

different cuisines have unique sauces that define their flavor.

غذاهای مختلف دارای سس‌های منحصربه‌فردی هستند که طعم آنها را تعریف می‌کنند.

he always experiments with new sauces in his cooking.

او همیشه با سس‌های جدید در آشپزی خود آزمایش می‌کند.

these sauces are perfect for dipping vegetables.

این سس‌ها برای غوطه‌ور کردن سبزیجات عالی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید