gravies

[ایالات متحده]/ˈɡreɪviz/
[بریتانیا]/ˈɡreɪviz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع سس گوشت؛ عصاره‌های گوشت یا سس‌ها؛ باد ناگهانی؛ شانس خوب

عبارات و ترکیب‌ها

meat gravies

غلات گوشت

brown gravies

غلات قهوه ای

white gravies

غلات سفید

gravy gravies

غلات غلیظ

vegetable gravies

غلات سبزیجات

sauce gravies

غلات سس

rich gravies

غلات غنی

thick gravies

غلات ضخیم

spicy gravies

غلات تند

herb gravies

غلات گیاهی

جملات نمونه

she made several gravies for the holiday dinner.

او چندین سس گوشت برای شام تعطیلات درست کرد.

different gravies can enhance the flavor of your dish.

سس‌های گوشت مختلف می‌توانند طعم غذای شما را افزایش دهند.

he prefers brown gravies over white ones.

او ترجیح می‌دهد سس گوشت قهوه‌ای را به سس گوشت سفید ترجیح دهد.

gravies can be made from meat drippings.

سس گوشت را می‌توان از چربی گوشت درست کرد.

she learned how to make gravies from her grandmother.

او یاد گرفت که چگونه سس گوشت را از مادربزرگش درست کند.

gravies are often served with mashed potatoes.

سس گوشت اغلب با سیب زمینی پوره سرو می‌شود.

he poured gravies over the roasted turkey.

او سس گوشت را روی گوشت بوقلمون کبابی ریخت.

there are many recipes for different gravies.

دستورهای مختلفی برای سس گوشت وجود دارد.

she prefers her gravies thick and rich.

او ترجیح می‌دهد سس گوشت خودش غلیظ و خوشمزه باشد.

gravies can be seasoned to taste.

می‌توان سس گوشت را به ذائقه خود طعم‌دار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید