sauciness

[ایالات متحده]/ˈsɔːsɪnəs/
[بریتانیا]/ˈsɔːsɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بی‌احترامی یا عدم احترام؛ تکبر یا جسارت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sauciness level

سطح تند

sauciness factor

ضریب تندی

sauciness style

سبک تندی

sauciness quotient

شاخص تندی

sauciness appeal

جذابیت تندی

sauciness index

شاپرسی تندی

sauciness trend

روند تندی

sauciness profile

پروفایل تندی

sauciness mix

مخلوط تندی

sauciness blend

ترکیب تندی

جملات نمونه

her sauciness often catches people off guard.

اوجاب‌طلبی او اغلب مردم را غافلگیر می‌کند.

he appreciated her sauciness in the conversation.

او در گفتگو از جسارت او قدردانی کرد.

the sauciness of the dish surprised everyone.

جسارت غذا همه را شگفت‌زده کرد.

her sauciness is part of her charm.

اوجاب‌طلبی او بخشی از جذابیت اوست.

they enjoyed the sauciness of the comedy show.

آنها از جسارت نمایش کمدی لذت بردند.

his sauciness in his remarks made everyone laugh.

جسارت او در اظهاراتش باعث خنده همه شد.

the sauciness of her outfit turned heads.

جسارت لباس او باعث جلب توجه دیگران شد.

she delivered her lines with sauciness and flair.

او خطوط خود را با جسارت و هنر ارائه کرد.

the sauciness of the novel kept readers engaged.

جسارت رمان باعث جذب خوانندگان شد.

his sauciness was evident in his playful banter.

جسارت او در شوخی‌های بازیگوشانه او آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید