savant

[ایالات متحده]/'sævənt/
[بریتانیا]/sæ'vɑnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حکیم; کارشناس
Word Forms
جمعsavants

جملات نمونه

the labour of the savant or speculative thinker

تلاش یک دانشمند یا متفکر نظری

He is a savant in the field of mathematics.

او یک دانشمند در زمینه ریاضیات است.

She is a musical savant, able to play multiple instruments with ease.

او یک دانشمند موسیقی است که به راحتی می تواند سازهای مختلفی را بنوازد.

The young savant impressed everyone with his knowledge of history.

دانشمند جوان همه را با دانش خود در مورد تاریخ تحت تاثیر قرار داد.

As a savant in technology, he quickly fixed the computer issue.

به عنوان یک دانشمند در زمینه فناوری، او به سرعت مشکل کامپیوتر را رفع کرد.

The savant painter created a masterpiece that left viewers in awe.

نقاش دانشمند یک شاهکار خلق کرد که بینندگان را در شگفت گذاشت.

She is a culinary savant, able to create delicious dishes from the simplest ingredients.

او یک دانشمند آشپزی است که قادر است غذاهای خوشمزه ای از ساده ترین مواد اولیه درست کند.

The savant programmer developed a revolutionary software that changed the industry.

برنامه نویس دانشمند یک نرم افزار انقلابی توسعه داد که صنعت را تغییر داد.

He is considered a savant in the world of literature, having written several acclaimed novels.

او به عنوان یک دانشمند در دنیای ادبیات در نظر گرفته می شود، زیرا چندین رمان مشهور نوشته است.

The young savant astounded everyone with her advanced knowledge of physics.

دانشمند جوان همه را با دانش پیشرفته خود در مورد فیزیک شگفت زده کرد.

The savant architect designed a building that was both functional and aesthetically pleasing.

معمار دانشمند یک ساختمان طراحی کرد که هم کاربردی و هم از نظر زیبایی دلپذیر بود.

نمونه‌های واقعی

The subject of today's " Great Big Story" is a savant, defined as someone who has incredible skill or brilliance.

موضوع امروز برنامه "داستان بزرگ" یک نابغه است، که به عنوان کسی تعریف می‌شود که مهارت یا نبوغ فوق‌العاده‌ای دارد.

منبع: CNN 10 Student English April 2018 Compilation

Oh, you must be some savant or something like that, and that's the case.

اوه، شما باید یک نابغه یا چیزی شبیه به آن باشید و این هم واقعیت است.

منبع: CNN 10 Student English March 2017 Compilation

I don't know what to tell you. He's a savant.

من نمی‌دانم چه بگویم. او یک نابغه است.

منبع: Newsroom

However, now considered a savant, Clemmons can sculpt animals he's never even seen accurately to the tiniest detail.

با این حال، اکنون که به عنوان یک نابغه در نظر گرفته می‌شود، کلمنز می‌تواند حیواناتی را که حتی هرگز ندیده است، با دقت و جزئیات دقیق کنده کاری کند.

منبع: Learn English with Matthew.

Several savants of the French Institute, and amongst them MM.

چندین نابغه از موسسه فرانسه، و در بین آنها آقایان.

منبع: The Journey to the Heart of the Earth

Oh, he is a savant when it comes to things like this.

اوه، او در مورد این چیزها یک نابغه است.

منبع: Cat and Mouse Game Season 2

According to a law attributed to the savant known only as Murphy, if anything can go wrong, it will.

طبق قانونی که به نابغه‌ای به نام موری نسبت داده می‌شود، اگر هر چیزی بتواند اشتباه کند، این کار را انجام خواهد داد.

منبع: New English Course 5

Born in 1951 in Salt Lake City, Utah, Kim Peek was a savant who became the inspiration for the 1988 film, Rainman.

کیم پیک که در سال 1951 در سالت لیک سیتی، یوتا متولد شد، یک نابغه بود که الهام‌بخش فیلم 1988، رینمن شد.

منبع: Learn English with Matthew.

He's an idiot savant minus the savant.

او یک نابغه احمق به جز نابغه است.

منبع: Lawsuit Duo Season 2

In a life crowded with labors, he found time to read widely in natural science and to win single-handed recognition at the hands of European savants for his discoveries in electricity.

در زندگی پرمشقت، زمانی برای مطالعه گسترده در علوم طبیعی و کسب درک و شناخت یکه به دست اروپاییان برای اکتشافاتش در زمینه برق داشت.

منبع: American history

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید