savoury

[ایالات متحده]/'seivəri/
[بریتانیا]/ˈsevəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شور، تند، خوشمزه و اشتهاآور؛ اخلاقاً نجیب، محترم
n. غذای شور یا تند؛ طعم نعناع.
Word Forms
جمعsavouries

عبارات و ترکیب‌ها

savoury dish

غذاي شور

savoury taste

طعم دلچسب

savoury snack

میان وعده خوشمزه

جملات نمونه

We often follow the savoury course with a sweet course.

ما اغلب غذای شور را با غذای شیرین دنبال می‌کنیم.

everyone knew it was a front for less savoury operations.

همه می‌دانستند که یک پوشش برای عملیات کمتر خوشایند است.

He ate every savoury morsel of a delectable stew at the dinner.

او هر لقمه خوشمزه حریره خوشمزه را در شام خورد.

these savouries include cheeses, cold meats, and so on.

این غذاهای خوشمزه شامل پنیر، گوشت سرد و غیره است.

Traditional dishes, are “fashioned and dressed” with savoury and creative dressings like, ginger, tomato chilli butter, and forestiere mushrooms.

غذاهای سنتی، با سس‌های خوشمزه و خلاقانه مانند زنجبیل، کره گوجه فرنگی و چیلی و قارچ‌های فورستیر، “طراحی و پوشانده” می‌شوند.

Roll out the savoury shortcrust pastry to 0.4cm thick.Make the pastry a bit larger than the mould and press down lightly.Cut off excess pasty.Prick the base of the pastry thoroughly with fork.

خمیر شیرینی کوتاه کرستی طعم دار را به ضخامت 0.4 سانتی متر باز کنید. خمیر را کمی بزرگتر از قالب درست کنید و به آرامی فشار دهید. خمیر اضافی را برش دهید. کف خمیر را با چنگال سوراخ کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید