wise saying
جملهی حکیمانه
proverbial saying
ضرب المثل
famous saying
جمله معروف
catchy saying
جملهی جذاب
popular saying
جملهی محبوبی
old saying
جملهی قدیمی
common saying
جملهی رایج
saying and doing
گفتن و انجام دادن
go without saying
بدخودان گفتن
as the saying goes.
همانطور که ضرب المثل میگوید.
nobody was saying anything.
هیچ کس چیزی نمی گفت.
There’s no saying what will happen.
هیچ راهی برای گفتن اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد وجود ندارد.
Saying and doing are two things.
گفتن و انجام دادن دو چیز هستند.
store up a saying in one's heart
یک ضرب المثل را در قلب خود ذخیره کنید.
There is no saying when this war will end.
هیچ راهی برای گفتن اینکه چه زمانی این جنگ به پایان خواهد رسید وجود ندارد.
Both these sayings mean the same thing.
هر دو ضرب المثل اینها به معنای یک چیز هستند.
In saying this, I'm not aiming at you.
با گفتن این حرف، هدف من شما نیست.
There is no saying what may happen.
هیچ راهی برای گفتن اینکه چه اتفاقی ممکن است بیفتد وجود ندارد.
the padre finished saying the Nunc Dimittis.
پدر پس از خواندن دعای نون دیمیتیس، آن را به پایان رساند.
don't shy away from saying what you think.
از بیان آنچه فکر می کنید نترسید.
I'm sorry—you were saying?.
متاسفم - شما داشتید میگفتید؟.
he'd think I was saying it out of spite.
او فکر می کرد من آن را از روی کینه می گویم.
I am not saying this to make your head swell.
من این را نمی گویم تا مغز شما را باد کنم.
Saying and doing should agree with each other.
گفتن و انجام دادن باید با یکدیگر مطابقت داشته باشند.
Can you justify yourself in saying that?
آیا میتوانید خودتان را توجیه کنید که آن را گفتهاید؟
He has a knack of saying funny things.
او استعداد گفتن حرفهای خندهدار را دارد.
He caught himself before saying the wrong thing.
او قبل از گفتن حرف اشتباه متوجه خود شد.
He was, as the saying goes, as mad as a hatter.
او، همانطور که ضرب المثل می گوید، به اندازه یک کلاه فروش دیوانه بود.
wise saying
جملهی حکیمانه
proverbial saying
ضرب المثل
famous saying
جمله معروف
catchy saying
جملهی جذاب
popular saying
جملهی محبوبی
old saying
جملهی قدیمی
common saying
جملهی رایج
saying and doing
گفتن و انجام دادن
go without saying
بدخودان گفتن
as the saying goes.
همانطور که ضرب المثل میگوید.
nobody was saying anything.
هیچ کس چیزی نمی گفت.
There’s no saying what will happen.
هیچ راهی برای گفتن اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد وجود ندارد.
Saying and doing are two things.
گفتن و انجام دادن دو چیز هستند.
store up a saying in one's heart
یک ضرب المثل را در قلب خود ذخیره کنید.
There is no saying when this war will end.
هیچ راهی برای گفتن اینکه چه زمانی این جنگ به پایان خواهد رسید وجود ندارد.
Both these sayings mean the same thing.
هر دو ضرب المثل اینها به معنای یک چیز هستند.
In saying this, I'm not aiming at you.
با گفتن این حرف، هدف من شما نیست.
There is no saying what may happen.
هیچ راهی برای گفتن اینکه چه اتفاقی ممکن است بیفتد وجود ندارد.
the padre finished saying the Nunc Dimittis.
پدر پس از خواندن دعای نون دیمیتیس، آن را به پایان رساند.
don't shy away from saying what you think.
از بیان آنچه فکر می کنید نترسید.
I'm sorry—you were saying?.
متاسفم - شما داشتید میگفتید؟.
he'd think I was saying it out of spite.
او فکر می کرد من آن را از روی کینه می گویم.
I am not saying this to make your head swell.
من این را نمی گویم تا مغز شما را باد کنم.
Saying and doing should agree with each other.
گفتن و انجام دادن باید با یکدیگر مطابقت داشته باشند.
Can you justify yourself in saying that?
آیا میتوانید خودتان را توجیه کنید که آن را گفتهاید؟
He has a knack of saying funny things.
او استعداد گفتن حرفهای خندهدار را دارد.
He caught himself before saying the wrong thing.
او قبل از گفتن حرف اشتباه متوجه خود شد.
He was, as the saying goes, as mad as a hatter.
او، همانطور که ضرب المثل می گوید، به اندازه یک کلاه فروش دیوانه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید