schmaltzy

[ایالات متحده]/ˈʃmɔːltsi/
[بریتانیا]/ˈʃmɔltzi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیش از حد احساسی یا عاطفی

عبارات و ترکیب‌ها

schmaltzy romance

عشق مبتذل

schmaltzy movie

فیلم مبتذل

schmaltzy music

موسیقی مبتذل

schmaltzy sentiment

احساسات مبتذل

schmaltzy story

داستان مبتذل

schmaltzy dialogue

گفتگوی مبتذل

schmaltzy scene

صحنه مبتذل

schmaltzy gesture

حرکت مبتذل

schmaltzy theme

موضوع مبتذل

schmaltzy ending

پایان مبتذل

جملات نمونه

that movie was so schmaltzy, i couldn't take it seriously.

آن فیلم آنقدر آبکی بود که نتوانستم آن را جدی بگیرم.

she loves schmaltzy romantic comedies.

او عاشق کمدی رمانتیک آبکی است.

his speech was filled with schmaltzy clichés.

سخنرانی او پر از کلیشه‌های آبکی بود.

they played a schmaltzy love song at the wedding.

آنها یک آهنگ عشق آبکی در عروسی پخش کردند.

some people find his writing too schmaltzy for their taste.

برخی افراد نثر او را بیش از حد آبکی می‌دانند.

she rolled her eyes at the schmaltzy plot twist.

او با دیدن پیچش آبکی داستان، چشمانش را چرخاند.

he has a knack for creating schmaltzy advertisements.

او استعداد ایجاد تبلیغات آبکی دارد.

the book is filled with schmaltzy descriptions of love.

کتاب پر از توصیفات آبکی عشق است.

they avoided the schmaltzy ending in their film.

آنها از پایان آبکی در فیلم خود اجتناب کردند.

his poems often come off as schmaltzy and sentimental.

شعرهای او اغلب به عنوان آبکی و احساساتی جلوه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید