scholastic

[ایالات متحده]/skə'læstɪk/
[بریتانیا]/skə'læstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط با مدارس، آموزش یا تحصیلات.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

scholastic achievement

دستاوردهای تحصیلی

scholastic aptitude test

آزمون استعداد تحصیلی

جملات نمونه

the scholastic profe ssion

حرفه تحلیلی

scholastic and excessively subtle reasoning.

استدلال علمی و به طرز اغراق آمیزی ظریف.

There was a careful avoidance of the sensitive topic in the scholastic circles.

در محافل علمی، اجتناب آگاهانه از موضوع حساس وجود داشت.

To scholastic philosophy and fideism denial;

به فلسفه scholastik و انکار فیدیسم;

We use standardized tests to measure scholastic achievement.

ما از آزمون های استاندارد شده برای سنجش دستاورد تحصیلی استفاده می کنیم.

A scholastic work is to have a useful bibliography at the end of each chapter or the whole book.

یک اثر تحلیلی باید در پایان هر فصل یا کل کتاب، کتابشناسی مفیدی داشته باشد.

a scholastic program primarily for seniors; a primarily middle-class neighborhood.

یک برنامه آموزشی عمدتاً برای افراد مسن؛ یک محله عمدتاً با طبقه متوسط.

Your mother joins with me in congratulating you on your wonderful scholastic attainments.

مادر شما با من در تبریک به شما برای دستاوردهای تحصیلی فوق العاده تان همراه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید