schoolrooms

[ایالات متحده]/ˈskuːlruːmz/
[بریتانیا]/ˈskuːlˌrʊmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرم کلاس درس؛ مؤسسه‌ای که در آن آموزش داده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

empty schoolrooms

فضاهای درسی خالی

bright schoolrooms

فضاهای درسی روشن

modern schoolrooms

فضاهای درسی مدرن

large schoolrooms

فضاهای درسی بزرگ

quiet schoolrooms

فضاهای درسی آرام

colorful schoolrooms

فضاهای درسی رنگارنگ

traditional schoolrooms

فضاهای درسی سنتی

student schoolrooms

فضاهای درسی دانش آموزان

clean schoolrooms

فضاهای درسی تمیز

accessible schoolrooms

فضاهای درسی قابل دسترس

جملات نمونه

the schoolrooms were filled with the sound of laughter.

کلاس‌ها با صدای خنده پر شده بودند.

teachers often decorate their schoolrooms to create a welcoming atmosphere.

معلم‌ها اغلب کلاس‌های خود را تزئین می‌کنند تا فضایی دلپذیر ایجاد کنند.

students learn best in well-organized schoolrooms.

دانش‌آموزان در کلاس‌های منظم و مرتب بهتر یاد می‌گیرند.

schoolrooms should be equipped with modern technology.

کلاس‌ها باید به فناوری مدرن مجهز باشند.

during the pandemic, schoolrooms were adapted for online learning.

در طول همه‌گیری، کلاس‌ها برای آموزش آنلاین تطبیق داده شدند.

schoolrooms often have bulletin boards for student projects.

کلاس‌ها اغلب دارای تخته‌های اعلانات برای پروژه‌های دانش‌آموزی هستند.

the layout of schoolrooms can affect student engagement.

چیدمان کلاس‌ها می‌تواند بر تعامل دانش‌آموزان تأثیر بگذارد.

schoolrooms should be safe and conducive to learning.

کلاس‌ها باید امن و مناسب برای یادگیری باشند.

some schoolrooms have flexible seating arrangements for group work.

برخی از کلاس‌ها دارای چیدمان انعطاف‌پذیر صندلی برای کار گروهی هستند.

art supplies are often found in schoolrooms for creative projects.

لوازم هنری اغلب در کلاس‌ها برای پروژه‌های خلاقانه یافت می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید