scoffer

[ایالات متحده]/ˈskɒfə/
[بریتانیا]/ˈskɔːfər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که تمسخر یا تحقیر می‌کند
Word Forms
جمعscoffers

عبارات و ترکیب‌ها

scoffer at

مسخره کردن

not a scoffer

کسی که مسخره کننده نیست

scoffer's remarks

اظهارات مسخره کننده

scoffer of ideas

مسخره کننده ایده ها

scoffer's attitude

نگاه مسخره کننده

be a scoffer

مسخره کننده باشید

scoffer in disguise

مسخره کننده پنهان

deal with scoffer

با مسخره کننده برخورد کنید

scoffer's laughter

خنده مسخره کننده

ignore the scoffer

مسخره کننده را نادیده بگیرید

جملات نمونه

the scoffer dismissed the idea without a second thought.

آنکه مسخره، ایده را بدون لحظه‌ای فکر کردن کنار گذاشت.

many scoffers doubted the project's success from the beginning.

بسیاری از مسخره‌کنندگان از ابتدا در مورد موفقیت پروژه تردید داشتند.

he was known as a scoffer, always making fun of serious topics.

او به عنوان یک مسخره‌کننده شناخته می‌شد، همیشه از موضوعات جدی شوخی می‌کرد.

the scoffer's comments led to heated debates among the team.

اظهارات مسخره‌کننده باعث بحث‌های داغ بین اعضای تیم شد.

despite being a scoffer, he eventually came to appreciate the art.

با وجود اینکه مسخره‌کننده بود، در نهایت عاشق هنر شد.

she confronted the scoffer about his negative attitude.

او با مسخره‌کننده در مورد نگرش منفی‌اش روبرو شد.

the scoffer laughed at the new technology, but it proved him wrong.

مسخره‌کننده از فناوری جدید خندید، اما او را متناقض کرد.

in a room full of scoffers, one voice stood out with encouragement.

در اتاقی پر از مسخره‌کنندگان، صدای یک نفر با تشویق برجسته بود.

as a scoffer, he often alienated himself from his peers.

به عنوان یک مسخره‌کننده، اغلب خود را از همسالان خود جدا می‌کرد.

the scoffer's reputation made it hard for him to be taken seriously.

شهرت مسخره‌کننده باعث می‌شد که جدی گرفته نشود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید