| جمع | scoffers |
scoffer at
مسخره کردن
not a scoffer
کسی که مسخره کننده نیست
scoffer's remarks
اظهارات مسخره کننده
scoffer of ideas
مسخره کننده ایده ها
scoffer's attitude
نگاه مسخره کننده
be a scoffer
مسخره کننده باشید
scoffer in disguise
مسخره کننده پنهان
deal with scoffer
با مسخره کننده برخورد کنید
scoffer's laughter
خنده مسخره کننده
ignore the scoffer
مسخره کننده را نادیده بگیرید
the scoffer dismissed the idea without a second thought.
آنکه مسخره، ایده را بدون لحظهای فکر کردن کنار گذاشت.
many scoffers doubted the project's success from the beginning.
بسیاری از مسخرهکنندگان از ابتدا در مورد موفقیت پروژه تردید داشتند.
he was known as a scoffer, always making fun of serious topics.
او به عنوان یک مسخرهکننده شناخته میشد، همیشه از موضوعات جدی شوخی میکرد.
the scoffer's comments led to heated debates among the team.
اظهارات مسخرهکننده باعث بحثهای داغ بین اعضای تیم شد.
despite being a scoffer, he eventually came to appreciate the art.
با وجود اینکه مسخرهکننده بود، در نهایت عاشق هنر شد.
she confronted the scoffer about his negative attitude.
او با مسخرهکننده در مورد نگرش منفیاش روبرو شد.
the scoffer laughed at the new technology, but it proved him wrong.
مسخرهکننده از فناوری جدید خندید، اما او را متناقض کرد.
in a room full of scoffers, one voice stood out with encouragement.
در اتاقی پر از مسخرهکنندگان، صدای یک نفر با تشویق برجسته بود.
as a scoffer, he often alienated himself from his peers.
به عنوان یک مسخرهکننده، اغلب خود را از همسالان خود جدا میکرد.
the scoffer's reputation made it hard for him to be taken seriously.
شهرت مسخرهکننده باعث میشد که جدی گرفته نشود.
scoffer at
مسخره کردن
not a scoffer
کسی که مسخره کننده نیست
scoffer's remarks
اظهارات مسخره کننده
scoffer of ideas
مسخره کننده ایده ها
scoffer's attitude
نگاه مسخره کننده
be a scoffer
مسخره کننده باشید
scoffer in disguise
مسخره کننده پنهان
deal with scoffer
با مسخره کننده برخورد کنید
scoffer's laughter
خنده مسخره کننده
ignore the scoffer
مسخره کننده را نادیده بگیرید
the scoffer dismissed the idea without a second thought.
آنکه مسخره، ایده را بدون لحظهای فکر کردن کنار گذاشت.
many scoffers doubted the project's success from the beginning.
بسیاری از مسخرهکنندگان از ابتدا در مورد موفقیت پروژه تردید داشتند.
he was known as a scoffer, always making fun of serious topics.
او به عنوان یک مسخرهکننده شناخته میشد، همیشه از موضوعات جدی شوخی میکرد.
the scoffer's comments led to heated debates among the team.
اظهارات مسخرهکننده باعث بحثهای داغ بین اعضای تیم شد.
despite being a scoffer, he eventually came to appreciate the art.
با وجود اینکه مسخرهکننده بود، در نهایت عاشق هنر شد.
she confronted the scoffer about his negative attitude.
او با مسخرهکننده در مورد نگرش منفیاش روبرو شد.
the scoffer laughed at the new technology, but it proved him wrong.
مسخرهکننده از فناوری جدید خندید، اما او را متناقض کرد.
in a room full of scoffers, one voice stood out with encouragement.
در اتاقی پر از مسخرهکنندگان، صدای یک نفر با تشویق برجسته بود.
as a scoffer, he often alienated himself from his peers.
به عنوان یک مسخرهکننده، اغلب خود را از همسالان خود جدا میکرد.
the scoffer's reputation made it hard for him to be taken seriously.
شهرت مسخرهکننده باعث میشد که جدی گرفته نشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید