scoreable

[ایالات متحده]/ˈskɔːrəbl/
[بریتانیا]/ˈskɔrəbl/

ترجمه

adj. قابل امتیاز دادن؛ توانایی دریافت امتیاز یا نمره داشت.

عبارات و ترکیب‌ها

easily scoreable

قابل امتیازگیری

not scoreable

ناممکن امتیازگیری

is scoreable

قابل امتیازگیری است

جملات نمونه

the scoreable items on the test include multiple choice and short answer questions.

آیتم‌های قابل امتیاز در آزمون شامل سوالات چند گزینه‌ای و پاسخ کوتاه هستند.

each scoreable task in the evaluation rubric has specific criteria.

هر کار قابل امتیاز در معیار ارزیابی دارای معیارهای خاصی است.

the teacher identified which parts of the assignment were scoreable.

معلم بخش‌های قابل امتیاز پروژه را شناسایی کرد.

scoreable activities help measure student progress accurately.

فعالیت‌های قابل امتیاز به اندازه‌گیری پیشرفت دانش‌آموزان به درستی کمک می‌کنند.

the rubric lists all scoreable components for the project.

معیار فهرست تمام اجزای قابل امتیاز برای پروژه را نشان می‌دهد.

only the scoreable sections of the exam contribute to the final grade.

فقط بخش‌های قابل امتیاز آزمون به نمره نهایی کمک می‌کنند.

students should understand which elements are scoreable before beginning.

دانش‌آموزان باید قبل از شروع بدانند کدام عناصر قابل امتیاز هستند.

the scoreable portion of the presentation accounts for sixty percent.

بخش قابل امتیاز ارائه 60 درصد را شامل می‌شود.

performance on scoreable tasks determines the overall assessment.

عملکرد در کارهای قابل امتیاز تعیین ارزیابی کلی را می‌کند.

the test contains twenty scoreable questions in total.

آزمون در کل 20 سوال قابل امتیاز دارد.

scoreable criteria ensure fair and consistent grading.

معیارهای قابل امتیاز به ارزیابی عادلانه و یکنواخت کمک می‌کنند.

every scoreable aspect of the assignment has been clearly defined.

هر جنبه قابل امتیاز پروژه به روشنی تعریف شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید