screams

[ایالات متحده]/skriːmz/
[بریتانیا]/skrimz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای بلند و تیز ناشی از درد، ترس، هیجان و غیره تولید می‌کند؛ به کسی یا چیزی با صدای بلند فریاد می‌زند؛ صدای بلند و تیزی تولید می‌کند؛ از کنار چیزی به صورت سوت می‌زند

عبارات و ترکیب‌ها

loud screams

جیغ های بلند

echoing screams

جیغ های پژواک‌دار

blood-curdling screams

جیغ های وحشتناک

piercing screams

جیغ های نافذ

sudden screams

جیغ های ناگهانی

distant screams

جیغ های دوردست

frantic screams

جیغ های مضطرب

terrified screams

جیغ های ترسیده

joyful screams

جیغ های شاد

silent screams

جیغ های خاموش

جملات نمونه

the child screams in excitement at the amusement park.

کودک با هیجان در شهربازی فریاد می‌زند.

she screams every time she watches a horror movie.

او هر بار که فیلم ترسناک تماشا می‌کند، فریاد می‌زند.

the crowd screams for their favorite band to come back on stage.

تماشاگران می‌خواهند گروه مورد علاقه خود دوباره روی صحنه بیاید و فریاد می‌زنند.

he screams with joy upon hearing the good news.

وقتی خبرهای خوبی می‌شنود، با خوشحالی فریاد می‌زند.

the teacher screams for silence in the noisy classroom.

معلم برای سکوت در کلاس درس پر سر و صدا فریاد می‌زند.

the fans scream in anticipation of the game starting.

هواداران با اشتیاق برای شروع بازی فریاد می‌زنند.

she screams for help when she gets lost in the woods.

وقتی در جنگل گم می‌شود، برای کمک فریاد می‌زند.

the baby screams when he is hungry or tired.

وقتی گرسنه یا خسته است، نوزاد فریاد می‌زند.

he screams at the top of his lungs during the concert.

او در طول کنسرت با تمام وجود فریاد می‌زند.

the roller coaster makes everyone scream in delight.

قطار کوهستانی باعث می‌شود همه با خوشحالی فریاد بزنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید