he shouts
او فریاد میزند
she shouts
او فریاد میزند
they shouts
آنها فریاد میزنند
shouts loudly
با صدای بلند فریاد میزند
shouts for help
برای کمک فریاد میزند
shouts in joy
با خوشحالی فریاد میزند
loud shouts
فریادهای بلند
shouts of excitement
فریادهای هیجانانگیز
shouts in anger
با عصبانیت فریاد میزند
shouts for attention
برای جلب توجه فریاد میزند
the teacher shouts to get the students' attention.
معلم برای جلب توجه دانشآموزان فریاد میزند.
she shouts with joy when she hears the good news.
وقتی خبرهای خوب را میشنود با خوشحالی فریاد میزند.
the crowd shouts in excitement during the concert.
در طول کنسرت، جمعیت با هیجان فریاد میزنند.
he shouts for help when he gets lost in the woods.
وقتی در جنگل گم میشود برای کمک فریاد میزند.
she shouts at her dog to come back.
به سگش میگوید که برگردد و فریاد میزند.
the coach shouts instructions to the players.
مربی دستورالعملها را به بازیکنان فریاد میزند.
during the game, the fans shout the team's name.
در طول بازی، طرفداران اسم تیم را فریاد میزنند.
he shouts in frustration after missing the goal.
بعد از از دست دادن گل، با ناامیدی فریاد میزند.
the child shouts happily while playing in the park.
در حالی که در پارک بازی میکند، کودک با خوشحالی فریاد میزند.
she shouts to her friend across the street.
به دوستش در آن طرف خیابان فریاد میزند.
he shouts
او فریاد میزند
she shouts
او فریاد میزند
they shouts
آنها فریاد میزنند
shouts loudly
با صدای بلند فریاد میزند
shouts for help
برای کمک فریاد میزند
shouts in joy
با خوشحالی فریاد میزند
loud shouts
فریادهای بلند
shouts of excitement
فریادهای هیجانانگیز
shouts in anger
با عصبانیت فریاد میزند
shouts for attention
برای جلب توجه فریاد میزند
the teacher shouts to get the students' attention.
معلم برای جلب توجه دانشآموزان فریاد میزند.
she shouts with joy when she hears the good news.
وقتی خبرهای خوب را میشنود با خوشحالی فریاد میزند.
the crowd shouts in excitement during the concert.
در طول کنسرت، جمعیت با هیجان فریاد میزنند.
he shouts for help when he gets lost in the woods.
وقتی در جنگل گم میشود برای کمک فریاد میزند.
she shouts at her dog to come back.
به سگش میگوید که برگردد و فریاد میزند.
the coach shouts instructions to the players.
مربی دستورالعملها را به بازیکنان فریاد میزند.
during the game, the fans shout the team's name.
در طول بازی، طرفداران اسم تیم را فریاد میزنند.
he shouts in frustration after missing the goal.
بعد از از دست دادن گل، با ناامیدی فریاد میزند.
the child shouts happily while playing in the park.
در حالی که در پارک بازی میکند، کودک با خوشحالی فریاد میزند.
she shouts to her friend across the street.
به دوستش در آن طرف خیابان فریاد میزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید