| جمع | screw-ups |
major screw-up
اشتباه بزرگ
avoid screw-ups
از اشتباهات اجتناب کنید
one screw-up
یک اشتباه
screw-up happened
اشتباهی رخ داد
big screw-up
اشتباه بزرگ
prevent screw-ups
از بروز اشتباهات جلوگیری کنید
classic screw-up
اشتباه کلاسیک
screw-up time
زمان اشتباه
fix a screw-up
یک اشتباه را رفع کنید
serious screw-up
اشتباه جدی
we had a major screw-up with the delivery schedule.
ما یک اشتباه بزرگ در برنامه تحویل داشتیم.
don't worry, everyone makes a screw-up sometimes.
نگران نباشید، همه گاهی اوقات اشتباه میکنند.
the project was a complete screw-up from the start.
این پروژه از ابتدا یک فاجعه بود.
i really screwed up the presentation; i forgot key data.
من واقعاً ارائه را خراب کردم؛ دادههای کلیدی را فراموش کردم.
it was a classic screw-up due to lack of communication.
این یک اشتباه کلاسیک به دلیل عدم ارتباط بود.
he's trying to cover up his screw-up with a false report.
او سعی میکند اشتباه خود را با یک گزارش نادرست پوشش دهد.
the team needs to analyze the screw-up and prevent it again.
تیم باید این اشتباه را تجزیه و تحلیل کند و از تکرار آن جلوگیری کند.
i feel terrible about the screw-up; i'll fix it immediately.
من به خاطر این اشتباه خیلی بد احساس میکنم؛ فوراً آن را درست میکنم.
the entire system failed because of one person's screw-up.
کل سیستم به دلیل اشتباه یک نفر از کار افتاد.
let's not dwell on the screw-up; move forward and learn.
بیایید روی این اشتباه تمرکز نکنیم؛ به جلو برویم و یاد بگیریم.
the marketing campaign was a screw-up; no one responded.
کمپین بازاریابی یک فاجعه بود؛ هیچ کس پاسخ نداد.
major screw-up
اشتباه بزرگ
avoid screw-ups
از اشتباهات اجتناب کنید
one screw-up
یک اشتباه
screw-up happened
اشتباهی رخ داد
big screw-up
اشتباه بزرگ
prevent screw-ups
از بروز اشتباهات جلوگیری کنید
classic screw-up
اشتباه کلاسیک
screw-up time
زمان اشتباه
fix a screw-up
یک اشتباه را رفع کنید
serious screw-up
اشتباه جدی
we had a major screw-up with the delivery schedule.
ما یک اشتباه بزرگ در برنامه تحویل داشتیم.
don't worry, everyone makes a screw-up sometimes.
نگران نباشید، همه گاهی اوقات اشتباه میکنند.
the project was a complete screw-up from the start.
این پروژه از ابتدا یک فاجعه بود.
i really screwed up the presentation; i forgot key data.
من واقعاً ارائه را خراب کردم؛ دادههای کلیدی را فراموش کردم.
it was a classic screw-up due to lack of communication.
این یک اشتباه کلاسیک به دلیل عدم ارتباط بود.
he's trying to cover up his screw-up with a false report.
او سعی میکند اشتباه خود را با یک گزارش نادرست پوشش دهد.
the team needs to analyze the screw-up and prevent it again.
تیم باید این اشتباه را تجزیه و تحلیل کند و از تکرار آن جلوگیری کند.
i feel terrible about the screw-up; i'll fix it immediately.
من به خاطر این اشتباه خیلی بد احساس میکنم؛ فوراً آن را درست میکنم.
the entire system failed because of one person's screw-up.
کل سیستم به دلیل اشتباه یک نفر از کار افتاد.
let's not dwell on the screw-up; move forward and learn.
بیایید روی این اشتباه تمرکز نکنیم؛ به جلو برویم و یاد بگیریم.
the marketing campaign was a screw-up; no one responded.
کمپین بازاریابی یک فاجعه بود؛ هیچ کس پاسخ نداد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید