seabass

[ایالات متحده]/[siːbæs]/
[بریتانیا]/[ˈsiːbæs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی ماهی با پشتی خاکستری-سبز و لایه‌های نقره‌ای، محبوب به عنوان غذا؛ ماهی سیب (نام تجاری) - یک نام تجاری از محصولات ماهی یخ‌زده.

عبارات و ترکیب‌ها

grilled seabass

مگرو م grill شده

fresh seabass

مگرو تازه

seabass fillet

فیلیت مگرو

pan-fried seabass

مگرو پان فریت شده

seabass tacos

تکوس مگرو

serving seabass

سرو کردن مگرو

catching seabass

گرفتن مگرو

seabass farm

کشتارگاه مگرو

buying seabass

خرید مگرو

seabass dinner

شام مگرو

جملات نمونه

i grilled the seabass with lemon and herbs.

من ماهی سبزی را با لیمو و گیاهان دارویی سرکه کردم.

the restaurant specializes in fresh seabass dishes.

این رستوران در تهیه غذاهای ماهی سبزی تازه تخصص دارد.

we enjoyed a delicious pan-fried seabass for dinner.

ما در شام یک ماهی سبزی حلوایی سرکه کرده را لذت بردیم.

the fishmonger recommended the wild-caught seabass.

فروشنده ماهی ماهی سبزی گرفته شده از طبیعت را توصیه کرد.

she baked the seabass in a salt crust.

او ماهی سبزی را در یک پوسته نمک پеченه کرد.

the seabass ceviche was incredibly flavorful.

سیویچه ماهی سبزی بسیار طعم‌دار بود.

he carefully filleted the seabass.

او با دقت ماهی سبزی را تفتیت کرد.

the seabass farm is located near the coast.

养殖场 ماهی سبزی در نزدیکی ساحل قرار دارد.

we bought a whole seabass at the market.

ما یک ماهی سبزی کامل را در بازار خریدیم.

the seabass tacos were a delightful surprise.

تکوس‌های ماهی سبزی یک شگفت‌انگیز لذت‌بخش بود.

she prefers grilled seabass over fried fish.

او ماهی سبزی سرکه‌کرده را به جای ماهی سرکه‌کرده ترجیح می‌دهد.

the chef prepared a delicate seabass soufflé.

شکیف ماهی سبزی ظریفی توسط پовар آماده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید