seafloor

[ایالات متحده]/ˈsiːflɔː/
[بریتانیا]/ˈsiːflɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کف دریا یا اقیانوس

عبارات و ترکیب‌ها

seafloor mapping

نقشه برداری از کف اقیانوس

seafloor sediment

رسوبات کف دریا

seafloor exploration

اکتشافات کف دریا

seafloor geology

زمین‌شناسی کف دریا

seafloor resources

منابع کف دریا

seafloor currents

جریان‌های کف دریا

seafloor habitat

زیستگاه کف دریا

seafloor drilling

سوراخ‌کاری کف دریا

seafloor structures

ساختارهای کف دریا

seafloor temperature

دمای کف دریا

جملات نمونه

the seafloor is home to many unique species.

کف اقیانوس زیستگاه بسیاری از گونه‌های منحصر به فرد است.

scientists are studying the seafloor to understand tectonic activity.

دانشمندان در حال مطالعه کف اقیانوس برای درک فعالیت‌های تکتونیکی هستند.

the seafloor features various underwater landscapes.

کف اقیانوس دارای مناظر زیرآبی متنوعی است.

marine archaeologists explore the seafloor for ancient shipwrecks.

باستان‌شناسان دریایی کف اقیانوس را برای یافتن حطیمه‌های باستانی جستجو می‌کنند.

pollution can have devastating effects on the seafloor ecosystem.

آلودگی می‌تواند اثرات ویرانگری بر اکوسیستم کف اقیانوس داشته باشد.

technological advancements allow us to map the seafloor accurately.

پیشرفت‌های فناوری به ما این امکان را می‌دهند که کف اقیانوس را به طور دقیق ترسیم کنیم.

the seafloor is often rich in natural resources.

کف اقیانوس اغلب غنی از منابع طبیعی است.

underwater volcanoes can reshape the seafloor over time.

آتشفشان‌های زیرآبی می‌توانند در طول زمان شکل کف اقیانوس را تغییر دهند.

exploring the seafloor can reveal clues about earth's history.

کاوش در کف اقیانوس می‌تواند سرنخ‌هایی در مورد تاریخ زمین آشکار کند.

many scientists believe that the seafloor holds untapped resources.

بسیاری از دانشمندان معتقدند که کف اقیانوس منابع دست نخورده‌ای دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید