searchlight

[ایالات متحده]/'sɜːtʃlaɪt/
[بریتانیا]/'sɝtʃlaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که نور ساطع می‌کند، برای روشن کردن یک هدف یا منطقه استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bright searchlight

جستجوی روشن

powerful searchlight beam

نور پر قدرت جستجو

rotating searchlight

جستجوی چرخشی

marine searchlight

جستجوی دریایی

جملات نمونه

Big searchlights are searching the sky.

چراغ‌های جستجو بزرگ در حال جستجوی آسمان هستند.

He played a searchlight on an object.

او یک چراغ جستجو را روی یک شیء روشن کرد.

Searchlights swept across the sky.

چراغ‌های جستجو بر روی آسمان حرکت کردند.

He was suddenly caught in the full beam of a searchlight.

او ناگهان در پرتو کامل یک چراغ جستجو گرفتار شد.

searchlights throwing out powerful beams.

چراغ‌های جستجو پرتوهای قدرتمند منتشر می‌کنند.

The beams of the searchlights fingered the sky over the airport.

پرتوهای چراغ‌های جستجو آسمان بالای فرودگاه را لمس کردند.

We illuminate the enemy plane with searchlights in order to shoot at it.

ما هواپیمای دشمن را با چراغ‌های جستجو روشن می‌کنیم تا بتوانیم به آن شلیک کنیم.

led flashlight; led searchlighting; led desk lamp; head lamp; hanging lamp; hand lamp;

چراغ قوه LED؛ نورافکن LED؛ چراغ رومیزی LED؛ چراغ قوه سر؛ چراغ آویز؛ چراغ قوه دستی;

The two scouts, swimming across the river, managed to keep under as the enemy's searchlight raked the surface.

دو سرباز که در حال شنا کردن در رودخانه بودند، موفق شدند زیر آب بمانند زیرا نور جستجوی دشمن سطح آب را روشن می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید