seedpod

[ایالات متحده]/ˈsiːdpɒd/
[بریتانیا]/ˈsiːdpɑːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از یک گیاه که دانه‌ها را در بر دارد؛ پوشش خارجی دانه‌ها
Word Forms
جمعseedpods

عبارات و ترکیب‌ها

seedpod opening

باز شدن كپسول

seedpod collection

جمع‌آوری كپسول

seedpod dispersal

پراکندگی كپسول

seedpod growth

رشد كپسول

seedpod development

توسعه كپسول

seedpod structure

ساختار كپسول

seedpod anatomy

آناتومی كپسول

seedpod variety

تنوع كپسول

seedpod analysis

تجزیه و تحلیل كپسول

seedpod characteristics

ویژگی‌های كپسول

جملات نمونه

the seedpod bursts open to release its seeds.

پادزنی باز می‌شود تا دانه‌های خود را آزاد کند.

we collected the seedpods from the garden.

ما پادزنی‌ها را از باغ جمع‌آوری کردیم.

each seedpod contains several seeds inside.

هر پادزنی چندین دانه داخل خود دارد.

the seedpod is an important part of the plant's reproduction.

پادزنی بخش مهمی از تولید مثل گیاه است.

she carefully examined the seedpod for any signs of damage.

او با دقت پادزنی را برای هرگونه علائم آسیب بررسی کرد.

after the rain, the seedpods glistened in the sunlight.

بعد از باران، پادزنی‌ها در نور خورشید می‌درخشیدند.

the seedpod's texture is rough and fibrous.

بافت پادزنی زبر و الیافی است.

we observed the seedpod's growth throughout the season.

ما رشد پادزنی را در طول فصل مشاهده کردیم.

the seedpod fell from the tree and landed softly on the ground.

پادزنی از درخت افتاد و به آرامی روی زمین نشست.

many animals rely on seedpods as a food source.

بسیاری از حیوانات به پادزنی‌ها به عنوان منبع غذا متکی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید