self-directed

[ایالات متحده]/[ˈself dɪˈrektɪd]/
[بریتانیا]/[ˈself dɪˈrektɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل خود-هدایت؛ آغاز کردن و مسئولیت آموزش یا اقدامات خود را بر عهده گرفتن؛ کنترل یا مدیریت شده توسط خود؛ مستقل.
adv. به روشی خود-هدایت شده.

عبارات و ترکیب‌ها

self-directed learning

یادگیری خودگردان

self-directed project

پروژه خودگردان

self-directed study

مطالعه خودگردان

being self-directed

خودگردان بودن

self-directed work

کار خودگردان

self-directed activities

فعالیت‌های خودگردان

highly self-directed

بسیار خودگردان

self-directed approach

رویکرد خودگردان

become self-directed

خودگردان شوید

self-directed learner

یادگیرنده خودگردان

جملات نمونه

she is a highly self-directed learner, always seeking new information.

او یک یادگیرنده بسیار خودگردان است که همیشه به دنبال اطلاعات جدید است.

the project required a self-directed team capable of problem-solving.

این پروژه به یک تیم خودگردان که قادر به حل مشکلات باشد نیاز داشت.

his self-directed study led him to master several programming languages.

مطالعه خودگردان او باعث شد چندین زبان برنامه نویسی را فرا بگیرد.

we encouraged a more self-directed approach to their training program.

ما یک رویکرد خودگردان تر به برنامه آموزشی آنها تشویق کردیم.

the self-directed nature of the course appealed to many students.

طبیعت خودگردان دوره برای بسیاری از دانش آموزان جذاب بود.

a self-directed investor researches companies before making decisions.

یک سرمایه گذار خودگردان قبل از تصمیم گیری، شرکت ها را بررسی می کند.

the self-directed curriculum allows students to choose their own topics.

برنامه درسی خودگردان به دانش آموزان اجازه می دهد تا موضوعات خود را انتخاب کنند.

he demonstrated a self-directed work style, taking initiative on tasks.

او یک سبک کار خودگردان را نشان داد و در انجام وظایف ابتکار به کار می گرفت.

the self-directed research project gave her valuable experience.

پروژه تحقیقاتی خودگردان تجربه ارزشمندی برای او به ارمغان آورد.

the company values employees with a self-directed and proactive attitude.

شرکت از کارکنانی با نگرش خودگردان و فعال ارزش قائل است.

she thrived in a self-directed environment where she could explore her interests.

او در یک محیط خودگردان که می توانست علایق خود را کشف کند، پیشرفت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید