seminal

[ایالات متحده]/ˈsemɪnl/
[بریتانیا]/ˈsemɪnl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به بذر، مربوط به اسپرم، دارای تأثیر قوی بر توسعه.

عبارات و ترکیب‌ها

seminal work

کار پیشگام

seminal idea

ایده پیشگام

seminal research

تحقیقات پیشگام

seminal fluid

منی

seminal vesicle

وزیکول منی

seminal plasma

پلاسما جنینی

جملات نمونه

his seminal work on chaos theory.

کار برجسته او در مورد نظریه آشفتگی.

a concretion of seminal ideas in her treatise.

تجسدی از ایده‌های اساسی در رساله‌اش

19 cases had dilated seminal vesicles,19 seminal vesicle agenesis,9 seminal vesiculitis and 5 dilation of the ejaculatory duct.

19 مورد دارای وزیکول‌های منی گشاد شده بودند، 19 مورد بی‌صورتی وزیکول منی، 9 مورد وِسیکولیت منی و 5 مورد اتساع مجرای انزالی.

Shengjing Soluble Granules could improve patients" spermatogenic function by raising HSP70 expression in seminal plasma of patients with idiopathic oligo/asthenospermia.

قرصه‌های محلول شن‌جینگ می‌توانند با افزایش بیان HSP70 در پلاسما seminal بیماران مبتلا به oligo/asthenospermia ایدیوپاتیک، عملکرد تولید مثل مردانه بیماران را بهبود بخشند.

nocturnal seminal and amnesia;feverish palms and soles;orolingual sore;reddish tongue with little fur;thin and rapid pulse.

شب‌رو، منی، و آمنزی؛ کف دست و پا تب‌دار؛ زخم دهانی و زبانی؛ زبان قرمز با کمی پوشش؛ نبض نازک و سریع.

Time masculine semination, because inhaled a moment ago the secretion, the seminal fluid is diluted, and has one?

زمان تناس مردانه، از آنجایی که آنزیم ها را یک لحظه قبل استنشاق کرد، مایع منی رقیق شده و یکی دارد؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید